نظریه های روان درمانی
تاریخچه - چارچوب نظری - کاربرد
یکشنبه 22 آبان 1390 :: 09:02 :: نويسنده : therapynojavan

خانم سی. مانند بسیاری از افراد جامعه ی ما ، طوری بار آمده است که جنبه هایی از بدنش را که از لحاظ اجتماعی غیر قابل قبول هستند ، انکار کند. او قسمت عمده ی زندگی خود را به انکار کردن منابع امیال جنسی و مبنای بدنی احساسات خشم خود گذرانده است. خوشبختانه ، مبنای زیستی وجود او از بین نرفته است  ؛ بدن او هم چنان پیام هایی را می فرستد که به او یادآور می شوند انسان است و از این رو ، در معرض بیماری ، خشم و امیال جنسی قرار دارد. خانم سی. گوش کردن به بدنش را نمی پذیرد و در عوض ، به افکار وسواسی و اعمال وسواسی ادامه می دهد.
خانم سی. می گوید ، در کودکی به این علت میل جنسی و خشم را انکار می کرده است که والدین او انتظارات مصیبت بار از او داشته اند و اگر او نقش یک دختر بچه ی خوب و تمیز را بازی نمی کرد ، تنبیه می شد. در پرونده ی او مشخص نیست که این انتظارات مصیبت بار ، تا چه اندازه بر واقعیت استوار بودند و چه قدر بر پایه ی فرافکنی های خیالی قرار داشته اند. نکته ی مهم این است که این ترس ها بخشی از لایه ی فوبیک بودند که خانم سی. را تحریک کردند تا قسمت اعظم وجود خود را در لایه ی جعلی ایفای نقش دختر الگو ، مادر الگو ، و اکنون روان رنجور الگو سپری کند.
 


خانم سی. مانند بسیاری از افراد جامعه ی ما ، طوری بار آمده است که جنبه هایی از بدنش را که از لحاظ اجتماعی غیر قابل قبول هستند ، انکار کند. او قسمت عمده ی زندگی خود را به انکار کردن منابع امیال جنسی و مبنای بدنی احساسات خشم خود گذرانده است. خوشبختانه ، مبنای زیستی وجود او از بین نرفته است  ؛ بدن او هم چنان پیام هایی را می فرستد که به او یادآور می شوند انسان است و از این رو ، در معرض بیماری ، خشم و امیال جنسی قرار دارد. خانم سی. گوش کردن به بدنش را نمی پذیرد و در عوض ، به افکار وسواسی و اعمال وسواسی ادامه می دهد.
خانم سی. می گوید ، در کودکی به این علت میل جنسی و خشم را انکار می کرده است که والدین او انتظارات مصیبت بار از او داشته اند و اگر او نقش یک دختر بچه ی خوب و تمیز را بازی نمی کرد ، تنبیه می شد. در پرونده ی او مشخص نیست که این انتظارات مصیبت بار ، تا چه اندازه بر واقعیت استوار بودند و چه قدر بر پایه ی فرافکنی های خیالی قرار داشته اند. نکته ی مهم این است که این ترس ها بخشی از لایه ی فوبیک بودند که خانم سی. را تحریک کردند تا قسمت اعظم وجود خود را در لایه ی جعلی ایفای نقش دختر الگو ، مادر الگو ، و اکنون روان رنجور الگو سپری کند.
زمانی که نشانه ها آشکار شدند ، خانم سی. احتمالاً از اینکه مجبور بوده مسئول دیگران باشد ناخشنود شده است ، به طوری که ، وقت و انرژی لازم را برای پی بردن به اینکه واقعاً کیست ، نداشته است. پنج بچه و حاملگی ، پوشک ها ، ظرف ها ، بیماری و از همه مهم تر ، کرمک ها !! چه کسی از این همه گرفتاری عصبانی و ناامید نمی شود ؟ اما خانم سی. هیچ وقت جرأت نداشته است که روی پای خود بایستد و کاری را که واقعاً دوست داشته است ، انجام دهد ، بنابراین ، چرا باید اکنون از او انتظار داشته باشیم این کار را بکند ؟ در عوض ، او مسئولیت مشکلات خود را به گردن کرمک ها می اندازد و بعد زندگی خود را صرف شستن کرمک ها و خودش می کند. اگر او با این موضوع مواجه می شود که واقعاً چه کسی است – کسی که می تواند خیلی عصبانی شود ، کسی که دوست دارد آزاد باشد و کسی که قادر است خودمحور باشد – انتظارات مصیبت بار کودکی او ، به او می گفتند که وی طرد خواهد شد و آسیب خواهد دید . پس اصلاً به این موضوع فکر نکن که واقعاً کیستی ، فقط به کرمک ها و شست و شو فکر کن !
رویداد کرمک به این علت بیانگر بن بست یا بیماری است که خانم سی. هرگز آدم بالنده ای نبوده است ، هیچ گاه قابلیت مسئول بودن برای خود را پرورش نداده است. اکنون ، تعداد زیادی بچه ، بیماری زیاد و توقعات زیادی از خانم سی. وجود دارد که اجازه نمی دهند او به مسئولیت خودش پیش برود. با ایجاد نشانه های بیماری ، خانم سی. مجبور است از دیگران ، از جمله روان درمانگران خود بخواهد از او مراقبت کنند. این نیز معلوم است که خانم سی. از نشانه هایش برای دست کاری دیگران استفاده می کند ، نظیر اینکه از شوهرش می خواهد بر تشریفات دوش گرفتن او نظارت کند. ظاهراً خانم سی. فهمیده است که برای او راحت تر است بیمار بماند تا اینکه سالم باشد و روی پای خود بایستد.
خانم سی. برای خروج از بن بست ، باید با لایه ی درون پاشی روان رنجور خود مواجه شود. او باید از خشکیدگی اندام های تناسلی و پوچی و بیهودگی ده سال گذشته باخبر شود. چون او مسئولیت زندگی فلاکت بار خود را به گردن کرمک ها انداخته است ، تعجب آور نیست که اکنون ، زندگی او پیرامون کرمک ها قرار دارد . برای او انرژی ای باقی نمانده است که احساس نشاط کند ، انرژی ارگانیزمی او ، تماماً در الگوهای خشک و روان رنجوری که زندگی او شده ، گیر کرده است .
با توجه به اینکه تمام انرژی خانم سی. در روان رنجوری صرف شده است ، باید برای تولد دوباره ، انفجارهای عظیمی را تجربه کند. او به خاطر از دست دادن ده سال از زندگی اش در اندوه منفجر خواهد شد . او تمام انرژی خود را در جهت دختر ، شوهر ، والدین و خودش آزاد خواهد کرد که از او خواسته اند نقش یک دختر خوب و مادر مهربان را بازی کند. او ، هم چنین به سال های اولیه ی زندگی خویش بر می گردد تا ببیند آیا می تواند برای تمایلات جنسی خود مبنای بدنی پیدا کند ، به طوری که بتواند برای اولین بار در زندگی اش ، در ارگاسم منفجر شود. او فقط با این انفجارهای شدید می تواند امیدوار باشد که نشاط زندگی را دوباره تجربه کند.
به فرض اینکه خانم سی. از درمان بیشتر توقع داشته باشند که او را به سازگاری ناپخته ی قبلی با زندگی برگرداند ، درمانگر گشتالتی از او خواهد ساخت با ماندن در اینجا و اینک  ، شروع کند. البته او نمی تواند این کار را انجام دهد. او ، بر ایفای نقش بیمار درمانده اصرار خواهد کرد و به درمانگر خواهد گفت که چقدر از او ممنون خواهد شد که وی را از این منجلاب بیرون بکشد. این نوع مانورها به منظور انداختن مسئولیت زندگی فلاکت بار به گردن درمانگر اختیار می شوند. یکی از موثر ترین شیوه های گشتالتی این است که از او بخواهند اظهارات خود را در مورد مشکلاتش با این جمله ختم کند : « و من مسئولیت آن را می پذیرم . » اگر بتوان او را ترغیب کرد که واقعاً مسئولیت روان رنجوری اش را بپذیرد ، دچار اندوهی خواهد شد که به خاطر زندگی هدر رفته باید با آن مواجه شود.
درمانگر گشتالتی ممکن است خانم سی. را ترغیب کند برای بازی نقش رابطه اش با کرمک ها ، از فن صندلی خالی استفاده کند. او ابتدا از کرمک ها صحبت خواهد کرد که مانند سلطه گر ظاهر خواهند شد و بعد با احساس های فعلی خودش به کرمک ها پاسخ خواهد داد. وقتی کرمک ها بر سر او فریاد می کشند که « تو باید خودت را بشویی یا اینکه تو را بخوریم » ، او می تواند از این کرمک ها به دلیل زیر سلطه بردن زندگی اش عصبانی شود. وقتی که خشم خود را بیشتر آزاد می کند ، احتمالاً از ترس اینکه مبادا به خاطر نافرمانی تنبیه یا طرد شود ، دوست دارد از آن اجتناب کند. شاید او آگاه شود که انتظارات مصیت بار وی تا چه اندازه بچه گانه هستند. او ضمناً آگاه خواهد شد که چقدر مسئولیت مشکلات خود را به گردن کرمک ها انداخته است.
هنگامی که درمانگر گشتالتی قبول نمی کند دست کاری شود و برای نجات دادن خانم سی. شتاب ورزد ، او از دست درمانگر عصبانی خواهد شد و این گام نخست در جهت دوری از اشتغال ذهنی به کرمک ها و پیشروی به سوی احساس خشم در اینجا و اینک خواهد بود. وقتی او از عصبانی شدن هم چنان بترسد ، متوجه خواهد شد که انتظارات مصیبت بار  او ، در واقع فرافکنی های او هستند – درمانگر ، او را آزرده یا طرد نخواهد کرد و او به کرمک مبتلا نخواهد شد.
 

منبع: نظریه های روان درمانی

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران