|
نظریه های روان درمانی تاریخچه - چارچوب نظری - کاربرد درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید آخرین مطالب آرشيو وبلاگ نويسندگان دوشنبه 09 آبان 1390 :: 15:54 :: نويسنده : therapynojavan
در شیوه های رفتار درمانی صرف ، توجه برتغییر مستقیم رفتار است و به تفکر و استدلال خود شخص توجهی نمی شود. در پاسخ به شواهد حاکی از نقش و اهمیت عوامل شناختی یعنی افکار و انتظارات و تعبیر و تفسیر رویدادها در رفتار ، این روزها بسیاری از رفتار درمانگرها رفته رفته عوامل شناختی را در رویکردهای درمانی خویش وارد می سازند.
رفتاردرمانی شناختی اصطلاح کلی برار روشهای درمانی مبتنی بر فنون شکل دهی رفتار و همچنین رویه های براي تغییر باورهای غیر انطباقی ، دراین روش درمانگر تلاش میکند از طریق آموزش دادن راههای اثر بخش تر تعبیر و تفسیر و تفکر در باره تجربه های شخصی به درمانجو یاری دهد بر واکنشهای هیجانی اضطراب و افسردگی خویش غلبه کند. برای مثال ارزیابی افراد افسرده از رویدادها ، منفی و مبتنی بر انتقاد ازخویشتن است . این افراد بیشتر در انتظار شکست اند تا موفقیت و در ارزیابی عملکرها ی خویش شکستها را بزرگتر و کامیابی ها را کوچکتر و ناچیزتر ارزیابی میکنند. رفتار درمانی شناختی در درمان افسردگی میکوشند تحریفاتی را که درمانجو درتفکرش صورت می دهد بشناسند و در جهت هماهنگی بیشتر با واقعیات، تغییراتی در آنها ایجاد کنند.
ادامه مطلب ... دوشنبه 09 آبان 1390 :: 15:51 :: نويسنده : therapynojavan
از نظر رفتاردرمانگرها، رفتار ناسازگارانه راه رو روشی است برای کنار آمدن با فشار روانی که شخص آن را یاد گرفته است و به کمک فنون برخاسته از کارهای آزمایشگاهی در باره یادگیری میتوان پاسخهای مناسبتری را جایگزین آنها کرد. در حالی که روان کاوی در پی شناخت چگونگی تاثیر تعارضهای سابق فرد بر رفتار کنونی وی است، رفتار درمانی به صورتی مستقیم تر بر همین رفتار تمرکز دارد. ادامه مطلب ... دوشنبه 09 آبان 1390 :: 15:45 :: نويسنده : therapynojavan
مفروضه اصلی در شیوه های درماني مبتنی بر روان تحلیلی این است که تا وقتی شخص شناخت کامل از زیربنای ناهشیار اختلال کنونی خود در روابط اولیه اش با والدین و خواهر – برادر هایش پیدا نکند نمیتواند مشکلش را حل و فصل کند. هدف روان تحلیلی این است که تعارضها (هیجانها و انگیره های واپس رانده) را به حیطه هوشیاری بیاورد تا بتوان آنها را به طرزی معقول تر و واقع گرا تر حل و فصل کرد. امروزه در درمانهای مبتنی بر روان تحلیلی، روشهای درمانی تازه ای که برخاسته از روان کاوی فرویدی است نیز به کار می رود. ادامه مطلب ... دوشنبه 09 آبان 1390 :: 15:23 :: نويسنده : therapynojavan
-زندگي اشپيتز در سال 1887 در وين تولد يافت و تحصيلات خود را در پزشکي در بوداپست به اتمام رساند . پس از آن تحت نظر فرويد به روان تحليل گري روي آورد . او در سال 1938 به آمريکا رفت ودر آنجا به عنوان طبيب, روان تحليل گر , استاد وپژوهنده به فعاليت هاي گوناگون دست زد. اشپيتز به بررسي تحول کودک در دو سال اول زندگي علاقه مند بود و پژوهش هاي خود را در محيط هاي عيني و بدون هيچگونه دستکاري نظير شيرخوارگاه, پرورشگاه , کانون هاي فرزند خواندگي و .... انجام مي داد . نظريه اصلي او در خصوص روابط شئي ( موضوعي) بود که در کنار آن به آسيب شناسي روابط مادر- کودک و بيماريهاي رواني طفل و همچنين رواندرماني پيشگيري نيز علاقه داشت. ادامه مطلب ... جمعه 29 مهر 1390 :: 17:52 :: نويسنده : therapynojavan
درمان شناختی رفتاری (CBT)، نوعی رواندرمانی است که به بیماران کمک میکند تا به درک افکار و احساساتی که بر روی رفتارشان تأثیر میگذارد، نایل گردند. درمان شناختی رفتاری در حال حاضر برای درمان تعداد زیادی از اختلالات، از جمله هراسها (فوبیا)، اعتیاد، افسردگی و اضطراب به کار گرفته میشود. ادامه مطلب ... جمعه 29 مهر 1390 :: 17:38 :: نويسنده : therapynojavan
مدل شناختی بک[1] درباره آسیب شناسی روانی بر نقش محوری تفکر در فراخوانی و تداوم افسردگی، اضطراب و خشم تاکید می کند (بک، 1970). سوگیری شناختی[2] باعث آسیب پذیری افراد سبت به وقایع منفی مانند فقدان ها و مشکلات زندگی می شوند. سوگیری شناختی احتمالاً باعث تفسیر منفی، شخصی و اغراق آمیز این مشکلات می شوند. سنجش شناختی[3] در مدل شناختی بک چند سطح دارد. دز نردیکترین سطح، افکار خودآیند [4] قرار می گیرند که بطور خودانگیخته وارد ذهن می شوند، در نگاه اول، درست به نظر می رسند و با مشکلات رفتاری یا هیجانی گره خورده اند. این افکار خودآیند می توانند طبق سوگیری یا تحریف های خاصی مانند: ذهن خوانی[5)، شخصی سازی[6]، برچسب زدن[7]، پیش گویی[8]، فاجعه سازی[9]، یا تفکر دوقطبی[10] دسته بندی شوند (بک و همکاران). ادامه مطلب ... جمعه 29 مهر 1390 :: 01:02 :: نويسنده : therapynojavan
مدل شناختی بک، با کار روی افراد افسرده شروع و سپس به سایر اختلالات نظیر اضطراب، اختلالات شخصیتی و اعتیاد گسترش داده شد.
یکی از خصوصیات بارز مدل شناختدرمانی بک، ایجاد پیوند محکم بین دو زمینه بالینی و پژوهشی بود و نیز پیوندخوردن بنیان نظری مدل شناختدرمانی با برخی از نگرشهای پردازش اطلاعات، ظرفیتهای جدیدی در آن به وجود آورد. استفاده از سازههای نظری مهم و کارسازی مانند طرحواره، سوگیری، فرضیهآزمایی، تحریف، افکار خود – آیند و غیره، تبیین برخی از مکانیسمهای شناختی در افسردگی و اضطراب را آسان تر ساخت. مدل بک، مخصوصا از این نظر حایز اهمیت است که پژوهشهای گستردهای را دامن زده و یافتههای حاصل از این پژوهشها نه تنها پالایشهایی در پارهای از مفاهیم اصلی شناختدرمانی پدید آوردند، بلکه مکانیسمهای احتمالی جدیدی را در فرایند درمان ارایه دادند که گاه با مکانیسمهای پیشنهادی در شناختدرمانی، در مقام تعارض قرار میگرفتند. با این همه، این مدل هنوز یکی از کارآمدترین مدلها درباره تغییر رفتار و برداشت فرد از رویدادهاست. مخصوصا اهمیتی که در آن به جنبههای رفتاری و عملی(به شکل تکلیف خانگی، یادداشت برداری و...) در ارزیابی و درمان داده میشود و سازمانبندی مناسبی که در طراحی و اجرای برنامه درمانی در آن وجود دارد، در گسترش و قابلیت کاربردی آن در افراد مختلف و متناسب با شرایط مختلف فرهنگی و اجتماعی، تاثیر داشته است.
ادامه مطلب ... دوشنبه 25 مهر 1390 :: 16:39 :: نويسنده : therapynojavan
این نظریه که، شخصیت و رفتار انسان نتیجه مجموعهای از صفات مختلف است، از قدیم بوده است، لیکن در زمان معاصر دو گروه بر آن اهمیت قایل شده و آن را توسعه دادهاند: یک گروه آنهایی هستند که با روش و بینش کلینیکی به نظریهپردازی درباره صفت پرداختهاند و گروه دیگر آنهایی که روشهای آزمایشی و به خصوص آماری، مانند روش تحلیل عوامل(فاکتور آنالیز) را اساس دستیابی به تئوری صفات دانستهاند. نظریه گوردون آلپورت، که یکی از روانشناسان قدیمی، پرتجربه و معروف است، به گروه اول تعلق دارد. ادامه مطلب ... دوشنبه 25 مهر 1390 :: 16:22 :: نويسنده : therapynojavan
نظریه گلاسر یک نظریة پرورشی - آموزشی (پیشگیری) و درمانی است. لذا، سه کارآیی دارد، خانه، مدرسه، مراکز درمانی. ادامه مطلب ... دوشنبه 25 مهر 1390 :: 16:08 :: نويسنده : therapynojavan
عقاید فروید در زمینه ماهیت ساختاری شخصیت، در اوایل كارش با آنچه كه بعدا مطرح كرد تفاوت دارد. در ابتدای كار، او شخصیت را با توجه به سطوح آگاهی، مورد توجه قرار داده و آن را شامل بخشهای هشیار، نیمههشیار و ناهشیار میدانست.[1] هشیار، شامل تمام احساسها و تجربههایی است كه در هر لحظه معین از آنها آگاهیم. برای مثال هنگامی كه شما این واژهها را میخوانید ممكن است نسبت به لمس كردن قلمتان، دیدن صفحه كتاب، اندیشهای كه میكوشید درك كنید و به صدای پرندهای از فاصله دور، هشیار باشید. ادامه مطلب ... موضوعات
پيوندها |
|||
|
|