نظریه های روان درمانی
تاریخچه - چارچوب نظری - کاربرد
شنبه 03 دی 1390 :: 12:54 :: نويسنده : therapynojavan

از سال 1970 TA بصورت رسمي در جهان شناخته شد وبنيانگذار آن دكتر اريك برن ميباشد. اين نظريه داراي ديدگاههاي روانشناسي فردي و اجتماعي است.
TA (تحليل رفتار متقابل) راهي است براي آنكه ببينيم بين مردم و درون مردم چه مي گذرد. با اين روش ميتوان روشن كرد كه در لايه هاي زيرين ارتباطات جاري بين انسانها به واقع چه چيزي در حال رخ دادن است و انتخابهاي ديگري را نشان ميدهد كه كساني كه درگير آن روابط ميباشند بتوانند چنانچه بخواهند از آن اجتناب كنند.
TA بطور گسترده اي در اين زمينه ها مورد استفاده قرار ميگيرد:
مديريت، تعليم و تربيت، سياست ،مذهب ،آموزش ،مشاوره ،رواندرماني و روانپزشكي.
TA روشي بسيار متداول است زيرا بطور گسترده اي از زبان محاوره اي استفاده ميكند كه براي تمام افراد در تمام سنين قابل درك است.
در
TA افراد براي يافتن راه حل مشكلاتشان مشاركت دارند، آنها اين توانايي را ميابند تا از طريق بستن قرارداد به شناخت توانائيهاي بالقوه خود براي تغيير پي ببرند.
نهايت كاركرد
TA در آن است كه افراد را به نقطه اي هدايت كند تا با نگاهي نو به تجارب ناخوشايند گذشته شان بتوانند رفتارشان را اصلاح كرده يا تغيير دهند تا به اين طريق به خود كمك كرده و به يك برنده تبديل شوند.



ادامه مطلب ...
پنج‌شنبه 17 آذر 1390 :: 15:06 :: نويسنده : therapynojavan

اولین پیشگام روان کاوی که به منظور کوتاه تر کردن مدت درمان کلاسیک، به بررسی تغییراتی در فن روان کاوی پرداخت، ساندرو فرنتزی بود که در حدود سال 1918، درمانی را ابداع کرد که آنرا درمان فعال نامید. فرنتزی ادعا کرد که این روش فقط از الگوی فروید تبعیت می کند و به بیانیه ای که فروید در 1918، ارائه کرده بود، اشاره کرد؛ این بیانیه ادعا می کرد که در بعضی موارد ترس مرضی یا روان نژندی وسواسی ، ممکن است لازم شود تا برای پیشرفت درمان، جهت تحریک بیمار برای روبرو شدن با ترس مرضی یا اضطراب، روش های فعال به کار گرفته شوند. فرنتزی، در عین حال خاطر نشان کرد که به کارگیری درمان فعال، در واقع در خود روند روانکاوی نهادینه است، در هر زمان که تفسیری ارائه می شود، دخالتی فعال در عملکرد روانی بیمارصورت می گیرد و ظهور افکاری که ممکن بود در غیر این صورت ناخودآگاه بماند، تسهیل می شود.

فرنتزی به تجربه انواع متنوع فعالیت در شرایط روان تحلیلی ادامه داد، برخی تشویقی و بقیه بازدارنده بودند. تلاش های ترمیمی از طرف فرنتزی عبارت است از بغل کردن ، بوسیدن، و نوازش کردن غیر شهوانی بیمارانش. فرنتزی بعدها این فنون را کنار گذاشت، اما هیچ وقت از تلاش های خود در جهت ادامه نوع فعال تری از درمان تحلیلی دست برنداشت.

 

پنج‌شنبه 17 آذر 1390 :: 15:03 :: نويسنده : therapynojavan

اولین پیشگام روان کاوی که به منظور کوتاه تر کردن مدت درمان کلاسیک، به بررسی تغییراتی در فن روان کاوی پرداخت، ساندرو فرنتزی بود که در حدود سال 1918، درمانی را ابداع کرد که آنرا درمان فعال نامید. فرنتزی ادعا کرد که این روش فقط از الگوی فروید تبعیت می کند و به بیانیه ای که فروید در 1918، ارائه کرده بود، اشاره کرد؛ این بیانیه ادعا می کرد که در بعضی موارد ترس مرضی یا روان نژندی وسواسی ، ممکن است لازم شود تا برای پیشرفت درمان، جهت تحریک بیمار برای روبرو شدن با ترس مرضی یا اضطراب، روش های فعال به کار گرفته شوند. فرنتزی، در عین حال خاطر نشان کرد که به کارگیری درمان فعال، در واقع در خود روند روانکاوی نهادینه است، در هر زمان که تفسیری ارائه می شود، دخالتی فعال در عملکرد روانی بیمارصورت می گیرد و ظهور افاری که ممکن بود در غیر این صورت ناخودآگاه بماند، تسهیل می شود.

فرنتزی به تجربه انواع متنوع فعالیت در شرایط روان تحلیلی ادامه داد، برخی تشویقی و بقیه بازدارنده بودند. تلاش های ترمیمی از طرف فرنتزی عبارت است از بغل کردن ، بوسیدن، و نوازش کردن غیر شهوانی بیمارانش. فرنتزی بعدها این فنون را کنار گذاشت، اما هیچ وقت از تلاش های خود در جهت ادامه نوع فعال تری از درمان تحلیلی دست برنداشت.

گردآورنده: نصرت نوجوان

منبع: روان درمانی پویشی کوتاه مدت  جبیب وانلو

چهارشنبه 16 آذر 1390 :: 14:09 :: نويسنده : therapynojavan
نظریه تحلیل تبادلی، برای اولین بار در سال 1957 در یک کنفرانس علمی ارائه گردید. مشارکت اریک برن  در نظریه تحلیل تبادلی از نقطه ­نظر فلسفی و نظری بود. پیروان او مطالب دیگری را بدان اضافه کرده و بخش عملی آن را تصحیح نمودند.
 اهداف مشاوره در تحلیل تبادلی
 هدف تحلیل تبادلی، از ارتباط محاوره­ای آن است که حالت "من بالغ" را از تأثیرات مخرب حالات "من والدینی" و "من کودکی" آزاد کند. این شیوه در صدد است فرد را به "خودشناسی" برساند تا بداند در مواجهه با محیط چگونه عمل کند. رسیدن به خودمختاری، هدف نهایی این روش است. یک انسان خودمختار دارای سه ویژگی آگاهی، رفتار مبتنی بر طیب خاطر و علاقه و صمیمیت است.
 دلیل تغییر
 انگیزش و ایمنی، عوامل مهم تغییر هستند. انگیزش ریشه در سه منبع دارد:
 · نارضایتی از رفتار، افکار و احساسات کنونی
 · آرزوی رفتار، فکر و احساس متفاوت
 · تلاش و جستجو برای ضربه­ها.
 حس ایمنی به وسیله آگاهی از قدرت شخص، توانایی مقابله با استرس، قابلیت تفکر عاقلانه و دسترسی به اطلاعات مورد نیاز و حدود اختیارات به وجود می­آید.


ادامه مطلب ...
چهارشنبه 16 آذر 1390 :: 00:47 :: نويسنده : therapynojavan

اصطلاح رفتاردرماني شناختي نخستين بار در ادبيات علمي ميانه‌ي دهه 1970 به‌كار رفت و نتايج نخستين آزمايش‌هاي كنترل شدة درماني در انتهاي اين دهه به چاپ رسيد. در زمان نسبتاً كوتاهي پس از آن، رفتار درماني شناختي به يك روان‌درماني پيشرو در اكثر كشورهاي غربي تبديل شد. مباني تجربيِ رويكردهاي شناختي – رفتاري به مسايل رواني به ابتداي قرن حاضر بر مي‌گردد. در شروع اين قرن پاولف به بررسي و پژوهش دربارة پديده‌اي كه آن را شرطي‌سازي كلاسيك ناميد پرداخت. شرطي‌سازي كنشگر از مشاهدات ترندايك، تول‌من و گاتري شناخته شد؛ و اسكينر تقويت كننده‌ها را تعريف كرد. اصول رفتاري تدريجاً در زمينه‌هاي باليني كاربرد پيدا كرد كه براي مثال مي‌توان به كارهاي واتسون و رينر در زمينه‌ي اضطراب و ماورر دربارة شب‌ادراري اشاره كرد. سهم اصلي در رشد اوليه رفتار درماني را ولپي، كه تحقيقات‌ آزمايشگاهي او بر القاي آزمايشي رفتار روان‌نژند در حيوانات پايه‌اي براي ابداع فنون كاهش ترس شد و آيزنك كه ساختار نظري محكم و بنيادي منطقي براي اين درمان جديد فراهم آورد بر عهده داشتند. اواخر سال‌هاي 1960 و اوايل سال‌هاي 1970، هم شاهد ظهور كامل رفتار درماني با فنوني جديد و متعدد و هم شاهد شروع نارضايتي‌ها از تصورات صرفاً رفتاريي بود كه در رشد اوليه‌ي رفتاردرماني جنبه‌ي مسلطي داشتند.



ادامه مطلب ...
دوشنبه 30 آبان 1390 :: 11:55 :: نويسنده : therapynojavan

سه حالت در تمام اشخاص وجود دارد: «کودک»،«والد»،«بالغ»

1- «والد» به صورت نوارهای ضبط شده در مغز انسان از تجربیات واقعی شامل رویدادهای خاص (یعنی اصل وقایع گذشته) و رویدادهای داخلی(یعنی احساس های ما)حفظ شده اند و عمده ترین آن رویدادهایی هستند که طی پنج سال اول زندگی اتفاق افتاده اند. جنبه ی سومی نیز در هر فرد وجود دارد که از دو جنبه دیگر متفاوت است دوجنبه ی اول« والد» و«کودک » وجنبه ی سوم را « بالغ» می نامند.این جنبه ها یا حالت ها، نه نقشی روانی بلکه واقعیت هستند. برن می گوید: جنبه های والد، بالغ و کودک را نباید با مفهوم های اولیه علم روانکاوی (فرویدیسم) یعنی فرامن، من و نهاد اشتباه کرد زیرا اینها حالات واقعی اند. هر جنبه ای با به کار افتادن نوار های اطلاعات ضبط شده، یعنی اطلاعاتی که در گذشته روی آن ضبط شده پدید می آید. این اطلاعات حاوی اشخاص واقعی، زمانهای واقعی و احساس های واقعی هستند.



ادامه مطلب ...
یکشنبه 22 آبان 1390 :: 09:33 :: نويسنده : therapynojavan

روان درمانی خانم سی. در حالی شروع شد که او در مرحله تامل گیر کرده بود. شش سالی که او صرف روان درمانی با گرایش روان کاوی کرده بود، هشیاری او را نسبت به الگوهای وسواسی فکری- عملی و شخصیت وی افزایش داده بود . او زمان زیادی را صرف ارزیابی مجدد خودش کرده بود. از لحاظ عقلانی فهمیده بود که چه قدر زندگی اش از کنترل خارج بوده است، اما از لحاظ هیجانی ، هنوز احساس می کرد که باید خود و خانواده اش را از کثافت و بیماری محافظت کند . خانم سی. مانند اغلب درمانجویان مبتلا به وسواس فکری- عملی، هنگام ارزیابی خود و نشانه ها ، عاطفه را از عقل جدا می کرد.
بیماران وسواسی فکری – عملی ، به ویژه آمادگی دارند که در محله تأمل گیر کنند. آنها ترجیح می دهند باور کنند که اگر به اندازه کافی درباره یک موضوع فکر کنند بالاخره مشکل آنها حل خواهد شد. آدم های وسواسی مانند خانم سی. نمی توانند بپذیرند که تفکر می تواند بسیار محدود باشد و بسیاری از کژکاری ها را فقط می توان با اقداماتی تغییر داد که از عقل فراتر می روند . ترس از روبه رو شدن با بی خردی ، می تواند باعث شود که افراد وسواسی ، سال ها به دنبال اطلاعات کافی بگردند ، به طوری که از یک نظریه به نظریه دیگر ، یا از یک درمانگر به سراغ درمانگر دیگر می روند . البته ، بعضی از درمانگران نیز می ترسند بدون شناخت وسواسی از مشکلات درمانجویان خود، دست به اقدام بزنند.
 



ادامه مطلب ...
یکشنبه 22 آبان 1390 :: 09:31 :: نويسنده : therapynojavan

مورد های پیچیده ای مانند خانم سی.به روان درمانی جامع و اختصاصی نیاز دارند. مشکلات متعدد ، از او مورد مناسبی برای رویکرد چند وجهی می سازند.
ما با ساختن یک نیمرخ وجه شروع می کنیم که زیاده روی ها وکمبودهای خانم سی. در . BASIC I.D را نشان می دهد. در طول درمان ، به این نیمرخ مراجعه می کنیم ، یعنی فهرستی که مداخله های درمانی را هدایت می کند و ارزیابی درمان را میسر می سازد . در ابتدای درمان، قسمت عمده اطلاعات BASIC I.D از مصاحبه مقدماتی و پرسشنامه چند وجهی تاریخچه زندگی بدست می آید که خانم سی. قبل از مصاحبه دوم خود آن را پر کرده و برگردانده است. این اطلاعات نیمرخ وجه مشروحی را به وجود می آورد که شامل موارد زیر است:
رفتار: شستشوی وسواسی؛ آشپزی و مراقبت نکردن از فرزندان ؛ ظاهر ژولیده ؛ گرایش به کناره گیری و منزوی کردن خود؛ اجتناب از کثیفی .
عاطفه : اضطراب (مخصوصاً در حضور کثافت و بی نظمی)؛ افسردگی؛ خشم ابراز نشده؛ ترس از بستری شدن؛ ناامیدی ادواری.
 



ادامه مطلب ...
یکشنبه 22 آبان 1390 :: 09:26 :: نويسنده : therapynojavan

خانم سی بارها داستان خود را تعریف کرد . او ، قبل از درمان ، در حین درمان، و بعد از درمان ، اشتغال ذهنی خود به کرمک ها را تکرار کرد . درمان روان کاوی او فقط از نظر زمانی به عقب برگشت و وسواس گونه ، تمام جزئیات بیماری را بررسی کرد. درمانگران او که می خواستند علت های نهفته اختلال وی را در خاطرات کودکی او بیابند در جست و جوی درختان ، جنگل را گم کردند . موعظه خانم سی. اختلال او بود.
خانم سی. هرچه بیشتر در کودکی اش تمرکز می کرد ، موعظه های حاکم را که خیلی متوقع ، مخرب و یأس آور بودند ، بیشتر تکرار می کرد.«تمیز باش! بامزه باش! نخود فرنگی ات را بخور. آهسته ، سروقت خانه باش . مودب باش ! آدم خوبی باش . آدم خوبی باش . سالم باش . مراقب باش ! آراسته باش . خوش قول باش. ساکت باش.»
 



ادامه مطلب ...
یکشنبه 22 آبان 1390 :: 09:20 :: نويسنده : therapynojavan

در این قرن با زنهایی مانند خانم سی. عمدتاً خارج از بافت برخورد شده است – نه بافت زناشویی و خانوادگی – بلکه بافت اجتماعی گسترده تری که نقشهایی را برای زنان و مقرراتی را برای رفتار زنانه وضع کرده است .
آسیب روانی ، یک مشکل فردی انگاشته شده و کسی اهمیتی نمی دهد که زنان قربانیان جامعه خشک و محدود کننده هستند .
به عنوان مثال، سرد مزاجی خانم سی. را در نظر بگیرید . چند نفر مرد تاکنون سرد مزاج تشخیص داده شده اند ؟ آیا علت این است که زنان از لحاظ جنسی ضعیف تر هستند؟ یا به خاطر آن است که زنان در طول تاریخ ، از لحاظ جنسی مظلوم تر بوده اند ؟ پدر خانم سی. را در نظر بگیرید که بعد از یک قرار ملاقات ، منتظر او می ماند تا از او بخواهد خود را به خاطر ارتکاب جرم سرزنش کند . او حتی به خود جرأت می دهد دخترش را تعقیب کند، انگار دختر برده ای است که پدر حق دارد او را کنترل کند. آیا یک پدر جرأت می کند این کار را در مورد پسرش انجام دهد ؟
 



ادامه مطلب ...
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران