نظریه های روان درمانی
تاریخچه - چارچوب نظری - کاربرد
سه‌شنبه 02 آبان 1391 :: 16:49 :: نويسنده : therapynojavan

فروید، خشونت و مالکیت

فروید را به عنوان روانکاوی می‌شناسیم که سیطره اندیشه‌اش، به‌رغم مخالفت‌هایی که با تئوری‌های او شده، بر سیر تفکر مدرن انکار‌ناپذیر است. اما آیا فروید صرفا یک روانکاو بود؟ بله! ولی روانکاوی که می‌توانست از اعصاب و روان بدن انسان فراتر رود و اعصاب و روان جامعه را نیز بکاود و تحلیل کند. او به‌ویژه در کتاب‌های آسیب‌شناسی روانی زندگی روزمره و نیز ناخوشایندی‌های فرهنگ، نشان داده است که دنیای اندیشه او محصور در اجسام انسان‌ها نیست بلکه او دغدغه‌های دیگری نیز دارد که می‌تواند در مقام همان دکتر فروید روانکاو، به آنها بپردازد و بگذرد. در این یادداشت‌ کوتاه، بر آنم تا به یکی از این موارد اشاره کنم. در ناخوشایندی‌های فرهنگ، فروید به تحلیل روانشناختی دیدگاه کمونیست‌ها مبنی‌بر لغو مالکیت خصوصی می‌پردازد.
همان‌طور که می‌دانید، بنابر پیش‌فرض آزمون‌نشده کمونیست‌ها، مالکیت خصوصی منشا شر و پلیدی و بدرفتاری‌های انسان و زورگویی او است و چنانچه بشر بتواند از چنگال این عامل ویرانگر نجات یابد، زندگی او رو به اوج خواهد گرفت و در ساحل امن و صلح و مهربانی لنگر خواهد انداخت. از دیدگاه آنان، اگر مالکیت خصوصی ملغی شده و همه کالاها و املاک به اشتراک گذاشته شوند، بدخواهی و پلیدی از میان مردم برخواهد بست. زیرا در جامعه موعود کمونیست‌ها، همه نیازها برطرف شده و دیگر دلیلی وجود نخواهد داشت که فرد، دیگری را دشمن خود بینگارد و با او به ستیز برخیزد.


ادامه مطلب ...
شنبه 22 مهر 1391 :: 06:42 :: نويسنده : therapynojavan

نظريه‌ي يادگيري اكتشافي (برونر)

وي انسان را موجودي انديشه‌ور ، آفريننده و دانش‌پژوه مي‌شناسد . روش او در مسايل يادگيري گزينشي يا التقاطي است . او مي‌خواهد بداند مردم با اطلاعات و معلومات خود چه مي‌كنند و چگونه از معلومات نظري و مجرد پا فراتر مي‌گذارند و به بينش كلي يا ادراكي كه به آنان شايستگي مي‌دهد دست مي‌يابند .
او از آزمايش‌هاي خود چنين دريافت كه يادگيرندگان همواره پاسخ‌هاي خاصي را با محرك‌هاي معيني ارتباط نمي‌دهند . يادگيري از نظر او مبتني بر هدف‌جويي است .به عقيده‌ي او تنها سايق‌هاي حيواني فرد را وادار به فعاليت نمي‌كنند بلكه نيازهاي نخستين ديگر مانند كنجكاوي ، علاقه و ادراك او را وادار مي‌كند .برونر ، با انتقاد از روانشناسان به ويژه رفتارگرايان تصريح مي‌كند كه به جاي توضيح و تشريح يادگيري به گونه‌اي ماشين‌وار ، بهتر است بدانيم كه كودك نخست راه‌هاي ساده نيل به هدف را مي‌آموزد ، آن‌گاه به كسب اطلاعاتي كه با هدف‌هايش ارتباط دارند ، مي‌پردازد ، سرانجام معلومات سازمان‌يافته و با هدف را تعميم مي‌دهد و به صورت معرفت كلي براي انجام منظورهاي خود به كار مي‌برد .در واقع فرد به ياري ساخت نمونه‌ها ، نه تنها اطلاعاتي به دست مي‌آورد بلكه پيشگويي مي‌كند و به طبقه‌بندي هم مي‌پردازد . روی ادامه مطلب کلیک کنید...


ادامه مطلب ...
پنج‌شنبه 20 مهر 1391 :: 08:28 :: نويسنده : therapynojavan

روانشناسي انسان‌گرايي باتوجه به فلسفه‌ي وجودگرايي به پژوهش‌هاي فراواني دست زد و در مقام مخالفت با رفتارگرايي بر آمد . مفاهيم مربوط به شكوفايي(ACUALIZATION) بلوكه هاي اساسي رويكرد انسان گرايي راجرز را مي سازند.به طور كلي مي توان گفت كه شكوفا ئي يك پديده بيولوژيكي در ارگانيسم است كه گرايش فعال در جهت شكوفا ساختن خود است. از نظر راجرز شكوفايي دو گونه است: گرايش شكوفا سازي كليGeneral Actualizing Tenedencyكه در تمامي موجودات زنده وجود دارد ويگ گرايش ذاتي در ارگانيسم براي رشد تمامي توانائيهايش به طوري كه در خدمت حفظ و يا ارتقاء ارگانيسم باشد.

 

ظهور روان شناسی انسان گرایی
همانند دیگر جنبشها در روانشناسی نوین به نظر می‌رسد که روح زمان موجب می‌شود که اندیشه‌های پیشایند به یک جنبش واقعی تبدیل شود. روانشناسی انسان گرایی ظاهرا بازتابی از ندای ناآرامی و نارضایتی جوانان سالهای دهه 1960 علیه جنبشهای ماشین گرایی و ماده گرایی فرهنگ معاصر غرب بود. جنبش روانشناسی انسان گرایی به وسیله تاسیس مجله روان شناسی انسان گرایی ، در سال 1961 ، انجمن روان شناسی انسان گرایی امریکا در سال 1962 و شعبه روانشناسی انسان گرایی انجمن روان شناسی امریکا در سال 1971 قوام یافت، اما برخلاف تمامی سمبلها و خصائص یک مکتب فکری ، روانشناسی انسان گرا عمدا یک مکتب نشد. این قضاوت خود روانشناسان انسان گراست که با گذشت سه دهه از آغاز جنبش در گردهمایی سال 1985 که برای بحث درباره ماهیت این رشته تشکیل شده بود، بیان داشتند.


ادامه مطلب ...
یکشنبه 16 مهر 1391 :: 17:08 :: نويسنده : therapynojavan

اساس نظريه شناختي را قانون تعادل رواني تشکيل مي دهد. بنابراين هر انساني در تلاش است تا کل وجود او از نظامي متعادل وپايدار برخوردار باشد. ولي يادگيري يعني مواجه شدن با آنچه تا به حال ناشناخته بوده است تعادل فرد رابهم زده زمينه ايجاد تعادلي جديد را در او فراهم مي کند.پس در نظريه شناختي يادگيري فرايندي است که باعث فروپاشيدگي تعادل فعلي فرد مي شود واو ميکوشد تابه يک تعادل رواني تازه دست پيدا کند.(سعادت،183:1383)

گشتالت : وضع و شكل يا هيأت كل ، تصوير كلي سازمان‌يافته و شناخته شده .
فرد مي‌كوشد موجودات مادي را به صورت و هيأت كل درك كند ، يا به آن‌ها معنا و مفهومي سازمان‌يافته بدهد و در آن وحدتي به وجود آورد .
 در روانشناسي گشتالت ؛ پي بردن به ادراكِ ارتباط است كه موجب رفتارِ معنادار مي‌شود .


ادامه مطلب ...

توجه روانکاوی به ادبیات و هنر و سپس به نقد هنری به رغم مباحث بسیاری که به ویژه نظریه ها و برداشت های فروید و شاگردانش ایجاد کرد و مناقشات طولانی را دامن زد، تحول عمیقی را نیز در پی داشت که عرصه نقد را به کلی دگرگون کرد. این ارتباط میان روانکاوی و هنر از اصلی ترین جریانات نقد هنری و ادبی در طول یک سده اخیر محسوب می گردد

نقد روانشناسی تقریباً همزاد خود روانشناسی است. زیرا از همان آغاز فروید در فعالیت های خود بخشی را به بررسی ادبیات و هنر اختصاص داد. بنابراین مطالعات ادبی و هنری و روانشناسی عمری بیش از یک صد سال دارد. فروید با برگرفتن برخی از مضامین و اسطوره های ادبی همچون اودیپ، کوشید تا نظریات انتقادی خود همچون عقده اودیپ را مطرح کند. بنابراین، او منابع ادبی و هنری را سرچشمه هایی برای شناسایی و پرداختن به روانشناسی خود می پنداشت. به بیان دیگر، ادبیات و هنر نیز در رشد و توسعه روانشناسی و روانکاوی نقش عمده ای ایفا می کنند. به همین دلیل است که در دوره تکوین روانشناسی و روانکاوی تا این حد ادبیات و هنر حضور دارند. در نتیجه نمی توان نقش ادبیات را در کشف بزرگ ضمیر ناخودآگاه نادیده انگاشت. البته دامنه مطالعات روانشناسی فقط به ادبیات و هنر محدود نمی شود، همانگونه که نقد ادبی و هنری نیز به مطالعات و نقد روانشناسی محدود نمی گردد، اما تعامل این دو با یکدیگر تاثیری عمیق و غیر قابل انکاری بر هم داشته است. چنانکه نقشی که روانشناسی در نگرش به انسان و فرهنگ و نقد آنها داشته است، در تحول از نقد سنتی و سپس پوزیتیویستی به نقد نو، غیرقابل انکار بوده است.



ادامه مطلب ...
چهارشنبه 12 مهر 1391 :: 22:34 :: نويسنده : therapynojavan

يادگيري اساس رفتار افراد را تشكيل مي‌دهد از طريق يادگيري فرد با محيط آشنا مي‌شود، چگونگي بروز عواطف را مي‌آموزد و عقلانيت خويش را توسعه مي‌بخشد. توجه به «اصول يادگيري» در فعاليت‌هاي تربيتي شرط اساسي موفقيت استادان است.

 
يادگيري معنادار كلامي (آزوبل)منظور از يادگيري معنادار كلامي اين است كه محركي يا مفهومي در ساخت شناختي يادگيرنده داراي سابقه باشد ، اما اگر مفهوم يا انديشه‌اي لفظ به لفظ آموخته شود و داراي سابقه ذهني نباشد آن را يادگيري طوطي‌وار مي‌نامند .براي اين‌كه درس معلم موفقيت‌آميز باشد ، بايد به ساخت شناختي يادگيرندگان پي برد ، براي انجام اين منظور بايد به وسيله‌ي آزمون‌هاي معلوماتي و سوابق تحصيلي (تشخيصي) حدود معلومات دانش‌آموزان را قبلاً تعيين نمود و پس از آن بايد قبل از آغاز درس جديد از پيش سازمان‌دهنده بهره گيرد (براي ارتباط دادن مواد درسي جديد با معلومات گذشته) كه اين هرچه كلي‌تر ، گوياتر و پرمعناتر باشد ، به درك و يادگيري شاگردان ياري بيشتري مي‌رساند .آزوبل همچنين معتقد است كه عوامل انگيزشي و نگرشي به طور مستقيم در پيشرفت يادگيري دريافتي و حفظ و نگهداري مطالب مؤثر است لكن در فرآيند يادگيري دخالتي ندارند فقط با بالابردن ميزان توجه ، كوشش و آمادگي ، موجب تسريع و تسهيل يادگيري مي‌شوند.


ادامه مطلب ...
چهارشنبه 12 مهر 1391 :: 22:16 :: نويسنده : therapynojavan

قدیمی‌ترین فرمول‌بندی نظریه اسناد را می‌توان در کارهای فریتس هایدر که به عنوان پدر اسناد از او نام برده می‌شود مشاهده کرد. هایدر در سال 1958 کتاب "روان‌شناسی روابط میان‌فردی" را منتشر کرد و نخستین گام را در پاسخ به این سوال که مردم برای درک علل رفتار خود و دیگران چه تبیین‌هایی به کار می‌برند، برداشت. از نظر هایدر همه مردم در زندگی روزمره مانند دانشمندان عمل می‌کنند و برای درک افراد پیرامون خود یا به عبارت دیگر محیط اجتماعی خویش از همان اصول علی و منطقی استفاده می‌کنند که دانشمندان برای فهم دنیای فیزیکی به کار می‌گیرند. افراد رفتارهای دیگران را مشاهده، تحلیل و تبیین می‌کنند. این تبیین‌ها اسناد نامیده می‌شوند.

هایدر برای توصیف چگونگی استفاده از علیت در اسنادهای روزمره، از منطق استفاده می‌کند. اگرچه برای رویدادهای مختلف تبیین‌های فراوانی وجود دارد اما می‌توان آن‌ها را به دو دسته اساسی تقسیم کرد:
1-       اسناد شخصی یا درونی
2-      اسناد موقعیتی یا بیرونی.
ما در پیش‌بینی رفتار دیگران ابتدا می‌کوشیم میان تاثیرات محیطی و تاثیرات درونی تمایز بگذاریم. طبق گفته هایدر، بیشتر مردم برای درک رفتار دیگران یکی از تبیین‌های زیر را به کار می‌گیرند:


ادامه مطلب ...

نظريه يادگيري اجتماعي مفاهيم رفتاري وشناختي را ترکيب و هماهنگ مي کند وبر کيفيت متعامل عوامل تعيين کننده شناختي،رفتاري ومحيطي تاکيد مي ورزد . اين نظريه يک نظريه رفتاري است وتا حدودي از اصول شرطي شدن کلاسيک وموثر نشات مي گيرد . اين نظريه هم چنين مبتني است بر فرايند يادگيري مشاهدهاي از طريق الگو سازي وتقليد. البرت باندورا روان شناس رفتاري برجسته دانشگاه استانفورد ، بر اين باور است که معرفت پذير ابتدا به مشاهده ديگران مي پردازد و تصويري ذهني از رفتار ونتايج آن ها بدست مي آورد. آنگاه نظاره گر،رفتاري را آزمايش مي کند.اگر نتايج مثبتي را به بار آورد تکرار خواهد کرد ولي اگر نتايج منفي حاصل شود رفتار تکرار نخواهد شد در روش يادگيري اجتماعي همچنانکه افراد بر محيط خودشان اثر مي گذارند محيط هم به نوبه خود بر چگونگي انديشيدن و رفتار آنان اثر مي گذارند

«اگر مردم مجبور بودند برای تصمیم‌گیری در مورد این که چه کاری انجام دهند فقط بر روی تاثیرات اعمال گذشته خودشان تکیه کنند، یادگیری به طور فزاینده‌ای وقتگیر و طاقت‌فرسا می‌شد.
خوشبختانه اغلب رفتارهای انسانی به طور مشاهده‌ای و از طریق مدل‌سازی فراگرفته شده‌اند: فرد از طریق مشاهده دیگران، ایده چگونگی انجام رفتارهای تازه را شکل می‌دهد. در موقعیت‌های بعدی، این اطلاعات رمزی به عنوان راهنمایی برای عمل، در خدمت فرد خواهد بود.»
آلبرت بندورا، نظریه یادگیری اجتماعی، 1977


ادامه مطلب ...
یکشنبه 09 مهر 1391 :: 18:34 :: نويسنده : therapynojavan

مدل طراحی آموزش که عموماً امروزه برای توسعه آموزش استفاده می شود، رویکرد  (تحلیل، طراحی، توسعه، کاربرد و ارزشیابی) است. این مدل که مبتنی بر رویکرد رفتار گرایی است، با اهداف قابل اندازه گیری، امکان اندازه گیری عملکرد دانش آموز در انتهای دوره را فراهم می آورد. تاکید بر رفتار گرایی دارای فوایدی در آموزش الکترونیکی  است. هنگام طراحی آموزش الکترونیکی ، بیان کردن اهداف و انتظاراتی که از دانش آموز در پایان دوره می رود مطلوب است. یادگیرندگان آموزش الکترونیکی ، ولو اینکه تمایل به خودجوشی و خود رهبری داشته باشند، می خواهند بدانند که چه انتظاراتی از آنها در پایان واحد آموزش می رود و اینکه رسیدن به تسلط در آن چگونه ممکن است. آشکار است که اهداف آموزشی که به خوبی توصیف شده اند، راهنمای خوبی برای دانش آموزان در مورد اینکه چه چیزی باید یاد بگیرند هستند و همچنین می توانند نوعی تعامل یادگیرنده – مربی ( از آنجا که مربی تدوین کننده اهداف برای یادگیرنده است) ایجاد کنند و یا تعامل یادگیرنده – محتوا (از آنجا که اهداف آموزشی بخشی از محتوا هستند) را خلق نمایند.



ادامه مطلب ...
جمعه 07 مهر 1391 :: 11:56 :: نويسنده : therapynojavan
روانشناسی به عبارتی دانش كاركردهای ذهن شامل شناخت هوش و... به روشی علمی و مبتنی بر تحقیقات علمی است و به عبارتی دیگر روانشناسی دانش سنجش این كاركردها در بالین بیماران و در افراد سالم است. از آنجا كه روانشناسی از یك سو به ادبیات، فلسفه و از سوی دیگر به پزشكی پهلو می زند دانشی دشوار، جذاب و به غایت مفید به شمار می رود. اما در واقعیت زندگی معنای روانشناسی به این دو حیطه محدود نمی ماند و معانی و كاربردهای بسیار گوناگونی به خود می گیرد كه مقصود حقیر نیز در این یادداشت شكافتن این معانی و كاربرد ها است نه آن تعاریف علمی و استاندارد.
مثلاً وقتی آقای روانشناس در مشاجره ای با همسرشان كه صد البته برای روانشناسان نیز افتد و دانی _ فریاد می زنند «ای نارسی سیست نابكار این درآمد من و لباس به این قیمت؟» روانشناسی كاربردی شبیه فحش پیدا می كند. و وقتی كه در كلاس روانشناسی نشسته اید و آرام آرام گچ دیوار را با ناخن می سائید و معلم كم كم صحبت را به شخصیت آنتی سوسیال _ شخصیت ضداجتماع می كشاند و شما دست پس می كشید روانشناسی چون یك ابزار اعمال قدرت به كار رفته است.


ادامه مطلب ...
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران