|
نظریه های روان درمانی تاریخچه - چارچوب نظری - کاربرد درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید آخرین مطالب آرشيو وبلاگ نويسندگان چهارشنبه 12 مهر 1391 :: 22:34 :: نويسنده : therapynojavan
يادگيري اساس رفتار افراد را تشكيل ميدهد از طريق يادگيري فرد با محيط آشنا ميشود، چگونگي بروز عواطف را ميآموزد و عقلانيت خويش را توسعه ميبخشد. توجه به «اصول يادگيري» در فعاليتهاي تربيتي شرط اساسي موفقيت استادان است. يادگيري معنادار كلامي (آزوبل)منظور از يادگيري معنادار كلامي اين است كه محركي يا مفهومي در ساخت شناختي يادگيرنده داراي سابقه باشد ، اما اگر مفهوم يا انديشهاي لفظ به لفظ آموخته شود و داراي سابقه ذهني نباشد آن را يادگيري طوطيوار مينامند .براي اينكه درس معلم موفقيتآميز باشد ، بايد به ساخت شناختي يادگيرندگان پي برد ، براي انجام اين منظور بايد به وسيلهي آزمونهاي معلوماتي و سوابق تحصيلي (تشخيصي) حدود معلومات دانشآموزان را قبلاً تعيين نمود و پس از آن بايد قبل از آغاز درس جديد از پيش سازماندهنده بهره گيرد (براي ارتباط دادن مواد درسي جديد با معلومات گذشته) كه اين هرچه كليتر ، گوياتر و پرمعناتر باشد ، به درك و يادگيري شاگردان ياري بيشتري ميرساند .آزوبل همچنين معتقد است كه عوامل انگيزشي و نگرشي به طور مستقيم در پيشرفت يادگيري دريافتي و حفظ و نگهداري مطالب مؤثر است لكن در فرآيند يادگيري دخالتي ندارند فقط با بالابردن ميزان توجه ، كوشش و آمادگي ، موجب تسريع و تسهيل يادگيري ميشوند. يادگيري اساس رفتار افراد را تشكيل ميدهد از طريق يادگيري فرد با محيط آشنا ميشود، چگونگي بروز عواطف را ميآموزد و عقلانيت خويش را توسعه ميبخشد. توجه به «اصول يادگيري» در فعاليتهاي تربيتي شرط اساسي موفقيت استادان است. يادگيري معنادار كلامي (آزوبل)منظور از يادگيري معنادار كلامي اين است كه محركي يا مفهومي در ساخت شناختي يادگيرنده داراي سابقه باشد ، اما اگر مفهوم يا انديشهاي لفظ به لفظ آموخته شود و داراي سابقه ذهني نباشد آن را يادگيري طوطيوار مينامند .براي اينكه درس معلم موفقيتآميز باشد ، بايد به ساخت شناختي يادگيرندگان پي برد ، براي انجام اين منظور بايد به وسيلهي آزمونهاي معلوماتي و سوابق تحصيلي (تشخيصي) حدود معلومات دانشآموزان را قبلاً تعيين نمود و پس از آن بايد قبل از آغاز درس جديد از پيش سازماندهنده بهره گيرد (براي ارتباط دادن مواد درسي جديد با معلومات گذشته) كه اين هرچه كليتر ، گوياتر و پرمعناتر باشد ، به درك و يادگيري شاگردان ياري بيشتري ميرساند .آزوبل همچنين معتقد است كه عوامل انگيزشي و نگرشي به طور مستقيم در پيشرفت يادگيري دريافتي و حفظ و نگهداري مطالب مؤثر است لكن در فرآيند يادگيري دخالتي ندارند فقط با بالابردن ميزان توجه ، كوشش و آمادگي ، موجب تسريع و تسهيل يادگيري ميشوند .آزوبل ، مهمترين عوامل انگيزشي را سايق شناختي ناميده است كه نتيجهي كنجكاوي ، علاقه و ادراك يادگيرنده است . اگر برنامههاي درسي به گونهاي تنظيم شوند كه موفقيت دانشآموزان را در بر داشته باشند ، خود عواملي كارساز و دروني براي پيشرفت يادگيري به شمار ميآيند و يادگيرنده را به آموختن بيشتر مشتاق ميسازند و نيازي نيست كه نخست انگيزهي لازم را در او به وجود آوريم تا شاگرد به يادگيري رغبت نشان دهد . به اين جهت هرچه دانشآموزان بيشتر احساس موفقيت درسي داشته باشند و كمتر با شكست و ناكامي مواجه شوند ، سطح انگيزش و سايق شناختي آنان بالاتر ميرود .
از نظر آزوبل معنـا مستــلزم وجود رابطه ميان مواد جديد و مواد قبـلي ( ساختمان شناختي) است . ساختمان شناختي متشكل از سلسله اي از مفاهيم ( زيرگروه سازها ) است كه ترتيب آنها تا حد زيادي مانند ترتيب مقوله ها در نظام رمزگرداني برونر است
اين نظريه به فرآيندهاي شناختي و ذهني و تأثير تجربه بر اين فرآيندها بيش از يادگيريهاي ناشي از شرطي شدن، اهميت مي دهد. در نظريه آزوبل، شرطي شدن، نوعي يادگيري ابتدايي و کم اهميت تلقي شده است که بيشتر ويژه حيوانات و يادگيري هاي سطح پايين در انسان است. آزوبل در نظريه اش يادگيري معنادار را از يادگيري غيرمعني دار متمايز کرده است. يادگيري معني دار يعني آن نوع يادگيري که در آن يادگيرنده بتواند مطلبي را که مي آموزد به مطالب آموخته شده قبلي ربط دهد. يعني اگر يادگيرنده بتواند مطلب جديد را به مطالبي که قبلا ياد گرفته است به نحوي مربوط سازد، يادگيري او معني دار است. از سوي ديگر اگر مطلب جديد،به هيچ وجه قابل ربط دادن به مطالب قبلا آموخته شده نباشد، يادگيري آن مطلب معني دار نخواهد بود و لازم است با تکرار و تمرين زياد به صورت طوطي وار آموخته شود.
آموزش نمايشي از ديدگاه آزوبل بسيار مهم است چون معلومات را به گونهاي بامعنا و سازمانيافته به دانشآموزان عرضه ميكند و يادگيري معنادار كلامي خود را بيانگر تجسم آموزش نمايشي ميشناسد .
آمادگي يكي ديگر از شرايط نظريهي معنادار آزوبل است . هم با رشد طبيعي دانشآموز و هم با زمينههاي معلوماتي او وابستگي پيدا ميكند.
به طور خلاصه:
سائق شناختی یک انگیزه درونی است که از کنجکاوی ها و علایق یادگیرنده نسبت به کشف ، دستکاری، درک و فهم و برخورد با محیط سرچشمه می گیرد
سائق شناختی جنبه اکتسابی دارد
سائق شناختی و یادگیری رابطه ای دو جانبه دارند
منبع: نظریه ها و سبک های یادگیری موضوعات
پيوندها |
|||
|
|