نظریه های روان درمانی
تاریخچه - چارچوب نظری - کاربرد
سه‌شنبه 29 فروردین 1391 :: 18:33 :: نويسنده : therapynojavan

در مورد نوازش گرفتن، همه‌ی ما اولویت‌هایی برای خود داریم. شاید من دوست داشته باشم در مورد کارهایی که انجام می‌دهم نوازش بگیرم نه در مورد آنچه که خودم هستم. شما ممکن است نوازش‌های غیر شرطی را دوست داشته باشید. شاید من کاملاً آماده باشم نوازش‌های منفی بیشماری بگیرم در حالی که شما با گرفتن ذره‌ای نوازش منفی احساس ناراحتی بکنید.

بیشتر ما، عادت کرده‌ایم که نوازش‌های خاصی را بگیریم، ولی به خاطر معمول و آشنا بودن این نوازش‌ها ممکن است آنها را کم‌ارزش و یا بی‌ارزش بدانیم. در این صورت ممکن است به صورتی پنهانی مایل باشیم نوازش‌های دیگری را بگیریم که به ندرت آنها را دریافت می‌کنیم. شاید من عادت کرده‌ام که در مورد توانایی‌هایم برای اندیشیدن، نوازش‌های مثبت کلامی شرطی بگیرم. من این نوازش‌ها را به واقع دوست دارم ولی احساس می‌کنم ارزش آنها به اندازه‌ی پول خردهای توی جیبم است. آنچه را که من واقعاً می‌خواهم این است که یک نفر به من بگوید: "تو خیلی قشنگی" و مرا در آغوش بکشد.


در مورد نوازش گرفتن، همه‌ی ما اولویت‌هایی برای خود داریم. شاید من دوست داشته باشم در مورد کارهایی که انجام می‌دهم نوازش بگیرم نه در مورد آنچه که خودم هستم. شما ممکن است نوازش‌های غیر شرطی را دوست داشته باشید. شاید من کاملاً آماده باشم نوازش‌های منفی بیشماری بگیرم در حالی که شما با گرفتن ذره‌ای نوازش منفی احساس ناراحتی بکنید.

بیشتر ما، عادت کرده‌ایم که نوازش‌های خاصی را بگیریم، ولی به خاطر معمول و آشنا بودن این نوازش‌ها ممکن است آنها را کم‌ارزش و یا بی‌ارزش بدانیم. در این صورت ممکن است به صورتی پنهانی مایل باشیم نوازش‌های دیگری را بگیریم که به ندرت آنها را دریافت می‌کنیم. شاید من عادت کرده‌ام که در مورد توانایی‌هایم برای اندیشیدن، نوازش‌های مثبت کلامی شرطی بگیرم. من این نوازش‌ها را به واقع دوست دارم ولی احساس می‌کنم ارزش آنها به اندازه‌ی پول خردهای توی جیبم است. آنچه را که من واقعاً می‌خواهم این است که یک نفر به من بگوید: "تو خیلی قشنگی" و مرا در آغوش بکشد.

من حتی ممکن است قدمی فراتر نهاده و آن نوازش‌هایی را که از همه بیشتر می‌خواهم کاملاً انکار کنم. فرض کنید که به عنوان یک کودک نوپا دوست داشتم مادرم مرا در آغوش بکشد ولی او به ندرت این کار را می‌کرد. برای رهایی از درد این وضعیت، ممکن است تصمیم گرفته باشم که اشتیاق خود را برای این آغوش‌ها ببندم. به عنوان یک فرد بزرگسال نیز این روش را حفظ می‌نوایم بدون این که از کار خود آگاهی داشته باشم و ممکن است به سمت نوازش‌های بدنی رانده شوم در حالی‌ که این نیاز برآورده نشده را انکار کنم.

برای تقویت و ثبات آگاهی، خودانگیختگی و صمیمیت، ما باید برخی "آموزش‌های اولیه" محدود کننده‌ای را که در گذشته به ما تحمیل شده از خود دور کنیم و به جای آن‌ به این آگاهی دست یابیم که نوازش‌ها در سطحی نامحدود در اختیار ما قرار دارند. ما هر موقع که بخواهیم می‌توانیم نوازش بدهیم. مهم نیست که چقدر نوازش بدهیم زیرا که آنها هرگز تمام نمی‌شوند. وقتی که ما نوازش می‌خواهیم می‌توانیم آزادانه آن را طلب کنیم و وقتی که نوازشی به ما داده می‌شود می‌توانیم آن را بگیریم. اگر نوازشی که به ما داده شده را دوست نداریم، می‌توانیم صراحتاً آن را نپذیریم و نیز می‌توانیم از نوازش دادن به خودمان لذتی بیکران ببریم.

شناخت اصول علمی نوازش، راهنمای ما خواهد بود که چگونه می‌توانیم از الگوهای منفی رهایی یابیم و در نتیجه می‌توانیم روش‌های نوازش‌گیری خود را تغییر دهیم. به جای اینکه ترتیبی بدهیم که نوازش‌های منفی و دردناک بگیریم می‌توانیم ترتیبی بدهیم که نوازش‌های مثبت و شادی‌آفرین بگیریم، و هر موقع که در نتیجه‌ی یک رفتارجدید نوازش مثبتی می‌گیریم، آمادگی بیشتری پیدا خواهیم کرد که آن رفتار جدید را در آینده تکرار کنیم. به یاد داشته باشید که همه‌ی ما شایستگی و لیاقت تجربه‌ی نوازش‌های مثبت بیکران را داریم.

منبع: بانک مقالات روان شناسی و مشاوره

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران