نظریه های روان درمانی
تاریخچه - چارچوب نظری - کاربرد
شنبه 18 شهریور 1391 :: 17:17 :: نويسنده : therapynojavan

با توجه به مبحث تجربه‌گرايي ، جان‌لاك نخستين كسي است كه به مخالفت با فطري بودن عقل و يادگيري از راه پرورش نيروهاي رواني پرداخت. به نظر او كمتر افراد يا جامعه‌اي پيدا مي‌شوند كه داراي طبع و سرشتي يكسان يا فكر و عقيده‌اي مشترك باشند. ذهن آدمي هنگام تولد همانند لوح سفيدي است كه هيچ‌گونه فكر ذاتي در ان نقش نبسته است. هر فكر و عقيده‌اي از راه تجربه و حواس حاصل مي‌شود. اين برداشت جديد به عنوان تجربه‌گرايي يا مسلك تجربي شناخته شد. تجربه‌گرايي فلسفه خردگرايي افلاطون و دكارت را هدف حمله‌هاي مستقيم خود قرار دارد. زيرا اين دو فيلسوف عقل را مايه سرچشمه معلومات مي‌پنداشتند. لاك‌ يادگيري را ادراكي مي‌دانست كه از راه تجربه‌ها به دست آمده باشد. چون ذهن از عالم اشياء جداست، بنابراين اشيايي كه ادراك مي‌شوند فقط تصورات يا مثلي از اشياء مي‌باشند.

 
انديشه‌ها و عقيده‌ها از انديشه‌هي ساده تشكيل شده و آنها نيز به نوبه خود از عناصر تازه‌تري به وجود آمده‌اند كه به وسيله تداعي با يكديگر پيوند يافته‌اند. ذهن آدمي نيز همانند ماشين از دستگاههاي وابسته به هم شكل گرفته و سازمان‌يافته است.
روی ادامه مطلب کلیک کنید...

با توجه به مبحث تجربه‌گرايي جان‌لاك نخستين كسي است كه به مخالفت با فطري بودن عقل و يادگيري از راه پرورش نيروهاي رواني پرداخت. به نظر او كمتر افراد يا جامعه‌اي پيدا مي‌شوند كه داراي طبع و سرشتي يكسان يا فكر و عقيده‌اي مشترك باشند. ذهن آدمي هنگام تولد همانند لوح سفيدي است كه هيچ‌گونه فكر ذاتي در ان نقش نبسته است. هر فكر و عقيده‌اي از راه تجربه و حواس حاصل مي‌شود. اين برداشت جديد به عنوان تجربه‌گرايي يا مسلك تجربي شناخته شد. تجربه‌گرايي فلسفه خردگرايي افلاطون و دكارت را هدف حمله‌هاي مستقيم خود قرار دارد. زيرا اين دو فيلسوف عقل را مايه سرچشمه معلومات مي‌پنداشتند. لاك‌ يادگيري را ادراكي مي‌دانست كه از راه تجربه‌ها به دست آمده باشد. چون ذهن از عالم اشياء جداست، بنابراين اشيايي كه ادراك مي‌شوند فقط تصورات يا مثلي از اشياء مي‌باشند.

 
انديشه‌ها و عقيده‌ها از انديشه‌هي ساده تشكيل شده و آنها نيز به نوبه خود از عناصر تازه‌تري به وجود آمده‌اند كه به وسيله تداعي با يكديگر پيوند يافته‌اند. ذهن آدمي نيز همانند ماشين از دستگاههاي وابسته به هم شكل گرفته و سازمان‌يافته است.

براي اينكه تداعي رواني ايجاد شود لاك به وجود نوعي حواس دروني معتقد بود. اگر ذهن آدمي فقط تاثرات حسي را دريافت مي‌داشت اين تاثرات به وضع مبهمي روي يكديگر انباشته مي‌شدند، اما دستگاه ذهني علاوه بر تاثير‌پذيري، خاصيتي دارد كه مي‌تواند تاثرات را شناسايي كند، بسنجد و آنها را تعميم دهد؛ يعني، از راه مجاورت، مشابهت و تضاد انديشه‌ها و تصورات ذهني را با يكديگر پيوند دهد.

انديشه‌ها و آثار لاك سبب شد كه ديد آموزش و پرورش از نظريه ورزش رواني به روش ايجاد عادت تغيير يابد. در واقع لوح سفيد از طرف لاك متضمن اين نكته است كه طبع آدمي بر خلاف تصور پيشينيان ذاتاً خوب يابد و يا فعال نيست، بلكه از لحاظ اختلافي خنثي و از نظر رواني تاثيرپذير است. برداشتهاي لاك راه تازه‌اي را به روي روان‌شناسان گشود و سبب شد كه از وراثت به محيط توجه كنند. از نظر آموزش و پرورش مفهوم نظر لاك اين است كه در مدرسه معلمان، معماران و سازندگان روان كودكان هستند. وظيفه اصلي آنها تهيه و اجراي برنامه‌هايي است كه در شاگردان عادتهاي مطلوب و شايسه به وجود آورد. دستگاههاي آموزشي به جاي اينكه مانند گذشته به پرورش نيروهاي ذهني بپردازند بايد متوجه تربيت حواس شوند.

چشم‌انداز لاك در شناخت رفتار نقطه عطفي در منظق يادگيري پديد آورد. تا قرن هفدهم كار مربيان غالباً تعبير و تفسير همان نظريه يادگيري گذشته، يعني ورزش رواني بود كه با وجود انتشار عقايد لاك تا پايان قرن هيجدهم ادامه داشت.
 
منبع: نظریه ها و سبک های یادگیری
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران