|
نظریه های روان درمانی تاریخچه - چارچوب نظری - کاربرد درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید آخرین مطالب آرشيو وبلاگ نويسندگان سهشنبه 28 شهریور 1391 :: 11:14 :: نويسنده : therapynojavan
پديده شرطي شدن
به عقيده پاولف پيوندهايي را كه موجود زنده ميان محرك و پاسخ برقرار ميسازد، يا به طور فطري هنگام تولد داراست يا در طي رشد طبيعي در او به وجود ميآيد. به اين معنا كه برخي از محركها پاسخهاي طبيعي را به دنبال دارند. اين گونه محركها را محركهاي طبيعي يا غيرشرطي و پاسخهاي آنها را پاسخهاي غيرشرطي يا بازتابهاي طبيعي مينامند. زيرا به هيچ نوع قيد و شرط خاصي بستگي ندارد. براي مثال، اگر ضربهاي به كشكك استخوان زانو وارد شود تكان شديدي زانو را به طرف جلو پرتاب ميكند. همچنين، اگر از فضاي نيمه تاريكي وارد فضاي روشني بشويم مردمك چشم بدون اراده و دخالت ما تنگ و كوچك ميشود و عكس آن نيز هنگامي روي ميدهد كه از فضاي كاملاً روشني وارد فضاي نيمه تاريكي بشويم. همچنين، اگر قطعه گوشتي را به سگ گرسنهاي نشان بدهيم يا در دهانش بگذاريم بيشك حيوان تراوش بزاق ميكند. اينها نمونههايي از بازتابهاي (رفلكسهاي) طبيعي يا غير شرطي هستند. اما برخي از محركها و پاسخهاي ديگر در نتيجه همراهي با محركهاي غيرشرطي به وجود ميآيند. يعني، رابطه اين محركها و پاسخها اصلي و طبيعي نيست. براي مثال، اگر پيش از آنكه به زير زانو ضربهاي وارد كنيم،زنگي را نيز به صدا در آوريم، بيآنكه ضربهاي به زير زانو وارد شود، پا خود به خود به طرف بالا ميجهد. اين تغيير وضع را يادگيري مينامند كه پاولف آن را شرطي شدن عنوان كرده است. زيرا شيوهاي را كه براي شرطي شدن به كار ميبرد عبارت از ايجاد اوضاع و شرايطي است كه يك محرك بي اثر در نتيجه تكرار و همزماني با محركي كه پاسخ خاصي دارد، به تنها نقش محرك اصلي را بازي ميكند و سبب بروز همان پاسخ نخستين ميشود. پاولف چنين پاسخي را پاسخ شرطي و محرك جديد را محرك شرطي ميخواند. طرح آزمايش پاولف را ميتوان به صورت زير نمايش داد:
(پاسخ طبيعي تراوش بزاق) (محرك طبيعي گوشت)
(پاسخ طبيعي تيز كردن گوش) (محرك طبيعي رنگ)
( )
(پاسخ شرطي) (محرك شرطي)
شكل : نمودار شرطي كردن سگ: محركي كه چندين بار همراه محرك ديگري بيايد پاسخ آن را به خود اختصاص ميدهد. به اين قرار محرك شرطي جاي محرك اصلي را ميگيرد و يادگيري انجام ميشود.
وقتي ميان محرك جديد (صداي زنگ) و پاسخ قبلي (تراوش بزاق) رابطه تازهاي به وجود ميآيد روانشناسان معمولاً آن را به صورت زير:
نمايش ميدهند كه در آن را محرك شرطي و را پاسخ شرطي مينامند.
پس، شرطي شدن از نظر پاولف عبارت است. از همراه آمدن محرك شرطي ( CS ) با محرك غيرشرطي ( US ) است. البته، در آزمايش پاولف با سگ 8 يا 9 بار همراه شدن اين دو محرك با يكديگر كافي بود تا در حيوان بازتاب شرطي ايجاد گردد. يعني، حيوان بياموزد كه در برابر محرك شرطي CS همان واكنشي را نشان دهد كه در برابر محرك غيرشرطي يا طبيعي US ميداده است. به طوري كه مشاهده ميشود در همه اين آزمايشها محركي جاي محرك ديگر را ميگيرد و پاسخ آن را به خود اختصاص ميدهد. به اين جهت، پاولف را روانشناس محرك – مرحك با SS ناميدهاند.
پاولف نخست آزمايشهاي خود را به شرطي ساختن بزاق سگ در برابر محركهاي گوناگون اختصاص داد. سپس به ياري گروهي از شاگردانش به آزمايشهاي ديگري در مورد بازتابهاي كبد، معده، گردش خون، قلب، مثانه و مانند اينها پرداخت كه تشريح آنها در اينجا خارج از بحث ماست. اين دانشمند، همچنين با همكاري بكتريف روانشناس ديگر روسي، با بز و سگ آزمايشهاي خاصي به نام بازتابهاي دفاعي انجام داد. طرح آزمايش چنان است كه سيم برق را به يكي از دستهاي حيوان ميبستند، آنگاه زنگي را به صدا در ميآوردند و جريان برق ضعيفي را بيدرنگ به دنبال آن برقرار مينمودند. هنگامي كه حيوان براي رهايي از شوك الكتريكي دستهاي خود را بلند ميكرد جريان برق قطع ميشد. اين عمل چندين بار تكرار و سرانجام حيوان به محض آنكه زنگ به صدا در ميآمد – بيآنكه جريان برق برقرار شود – دست خود را بلند ميكرد. يعني، حيوان آموخته بود كه به صداي زنگ دست خود را بلند كند. پاولف به اين گونه شرطي شدن چندان توجهي نكرد و بيشتر آزمايشهاي خود را درباره اندرونه (امعاء و احشاء) و كار دستگاههاي اعصاب سمپاتيك و پاراسمپاتيك انجام داد، اما بكتريف به بازتابهاي دفاعي ادامه داد و پژوهشهاي او در اين زمينه به شرطي شدن ابزاري معروف گرديد. منبع: نظریه ها و سبک های یادگیری
موضوعات
پيوندها |
|||
|
|