function GetBC(lngPostid)
{
intTimeZone=33042;
strBlogId="3296";
intCount=-1;
strResult="";
try {
for (i=0;i
به وبلاگ من خوش آمدید
پاولف پژوهشگر و زيستشناس نامور روسي يكي ديگر از نخستين كساني است كه با آزمايشهاي علمي خود به موضوع تداعي معاني يا همخواني انديشهها تحقق بخشيد. در نظريههاي تداعيگرايي بيشتر اصل مجاورت مطرح است. به طوري كه در نظريه وابستهگرايي ثوراندايك مشاهده گرديد همراهي يا مجاورت محرك و پاسخ موجب يادگيري ميشود، در صورتي كه در نظريه بازتابي پاولف مجاورت يك محرك با محرك ديگر كه هر كدام داراي پاسخ خاص خود مي باشد سبب ميگردد كه پاسخ يكي از محركها بر اثر تكرار به محرك ديگري اختصاص يابد.
پاولف با توجه به اصل مجاورت در بررسيهاي خود اصطلاح بازتاب يا پاسخ را براي توصيف يك واحد رفتاري به كار ميبرد. به نظر او فرايند اساسي در يادگيري ايجاد رابطهاي است كه ميان محرك و بازتاب (پاسخ) – به علت همزماني يا مجاورت آنها – به وجود ميآيد. روانشناسان براي سهولت محرك را، يعني عاملي كه از ارگانيزم در محيط نسبت به آن واكنش نشان ميدهد، با حرف s و پاسخ آن را – خواه بازتاب بدانيم و خواه چيز ديگر – به صورت R نشان ميدهند بنابراين، يادگيري عبارت از ايجاد نوعي ارتباط فرضي در دستگاه عصبي است كه ميان محرك ( S ) و پاسخ ( R ) ايجاد ميشود.
پاولف پژوهشگر و زيستشناس نامور روسي يكي ديگر از نخستين كساني است كه با آزمايشهاي علمي خود به موضوع تداعي معاني يا همخواني انديشهها تحقق بخشيد. در نظريههاي تداعيگرايي بيشتر اصل مجاورت مطرح است. به طوري كه در نظريه وابستهگرايي ثوراندايك مشاهده گرديد همراهي يا مجاورت محرك و پاسخ موجب يادگيري ميشود، در صورتي كه در نظريه بازتابي پاولف مجاورت يك محرك با محرك ديگر كه هر كدام داراي پاسخ خاص خود ميّاشد سبب ميگردد كه پاسخ يكي از محركها بر اثر تكرار به محرك ديگري اختصاص يابد.
پاولف با توجه به اصل مجاورت در بررسيهاي خود اصطلاح بازتاب يا پاسخ را براي توصيف يك واحد رفتاري به كار ميبرد. به نظر او فرايند اساسي در يادگيري ايجاد رابطهاي است كه ميان محرك و بازتاب (پاسخ) – به علت همزماني يا مجاورت آنها – به وجود ميآيد. روانشناسان براي سهولت محرك را، يعني عاملي كه از ارگانيزم در محيط نسبت به آن واكنش نشان ميدهد، با حرف s و پاسخ آن را – خواه بازتاب بدانيم و خواه چيز ديگر – به صورت R نشان ميدهند بنابراين، يادگيري عبارت از ايجاد نوعي ارتباط فرضي در دستگاه عصبي است كه ميان محرك ( S ) و پاسخ ( R ) ايجاد ميشود.
پاولف نخست آزمايشهاي خود را به شرطي ساختن بزاق سگ در برابر محركهاي گوناگون اختصاص داد. سپس به ياري گروهي از شاگردانش به آزمايشهاي ديگري در مورد بازتابهاي كبد، معده، گردش خون، قلب، مثانه و مانند اينها پرداخت كه تشريح آنها در اينجا خارج از بحث ماست. اين دانشمند، همچنين با همكاري بكتريف روانشناس ديگر روسي، با بز و سگ آزمايشهاي خاصي به نام بازتابهاي دفاعي انجام داد. طرح آزمايش چنان است كه سيم برق را به يكي از دستهاي حيوان ميبستند، آنگاه زنگي را به صدا در ميآوردند و جريان برق ضعيفي را بيدرنگ به دنبال آن برقرار مينمودند. هنگامي كه حيوان براي رهايي از شوك الكتريكي دستهاي خود را بلند ميكرد جريان برق قطع ميشد. اين عمل چندين بار تكرار و سرانجام حيوان به محض آنكه زنگ به صدا در ميآمد – بيآنكه جريان برق برقرار شود – دست خود را بلند ميكرد. يعني، حيوان آموخته بود كه به صداي زنگ دست خود را بلند كند. پاولف به اين گونه شرطي شدن چندان توجهي نكرد و بيشتر آزمايشهاي خود را درباره اندرونه (امعاء و احشاء) و كار دستگاههاي اعصاب سمپاتيك و پاراسمپاتيك انجام داد، اما بكتريف به بازتابهاي دفاعي ادامه داد و پژوهشهاي او در اين زمينه به شرطي شدن ابزاري معروف گرديد.
![]()