نظریه های روان درمانی
تاریخچه - چارچوب نظری - کاربرد
یکشنبه 22 آبان 1390 :: 08:44 :: نويسنده : therapynojavan

نظام های درمان صرفاً ترکیب ثابتی از فرآیندهای تغییر و محتوای نظری و مطالعات پژوهشی نیستند . نظام ها در درجه ی اول به اختلال های جدی افراد واقعی می پردازند . برای مقایسه ی نظام ها ، باید بدانیم روان درمانی ها ، اختلال های درمانجویان واقعی را چگونه برداشت و درمان می کنند . درمانجویی که برای مقایسه انتخاب کرده ایم ، خانم سی. است .
خانم سی. 47 ساله و مادر شش کودک است : آرلن   ، 17 ساله ؛ بَری   ، 15 ساله ؛ چارلز3 ، 13 ساله ؛ دِبرا4 ، 11 ساله ؛ اِلِن5 ، 9 ساله ؛ و فردریک6 ، 7 ساله . یک آدم باهوش بدون بررسی بیشتر ، شاید بتواند به ترکیب شخصیت خانم سی. پی ببرد .
 


نظام های درمان صرفاً ترکیب ثابتی از فرآیندهای تغییر و محتوای نظری و مطالعات پژوهشی نیستند . نظام ها در درجه ی اول به اختلال های جدی افراد واقعی می پردازند . برای مقایسه ی نظام ها ، باید بدانیم روان درمانی ها ، اختلال های درمانجویان واقعی را چگونه برداشت و درمان می کنند . درمانجویی که برای مقایسه انتخاب کرده ایم ، خانم سی. است .
خانم سی. 47 ساله و مادر شش کودک است : آرلن   ، 17 ساله ؛ بَری   ، 15 ساله ؛ چارلز3 ، 13 ساله ؛ دِبرا4 ، 11 ساله ؛ اِلِن5 ، 9 ساله ؛ و فردریک6 ، 7 ساله . یک آدم باهوش بدون بررسی بیشتر ، شاید بتواند به ترکیب شخصیت خانم سی. پی ببرد .
ترتیب الفبایی نام فرزندان و زایمان آنها با فواصل دو ساله ، با ویژگی های دیگر اختلال وسواسی فکری – عملی این خانم هماهنگ است . خانم سی. در طول ده سال گذشته ، از شستن وسواسی به ستوه آمده است .
نگاره های خط پایه ی7 وی که هر روز قبل از شروع درمان ، رفتارش را در آن ثبت می کرد ، نشان دادند که او روزی 25 تا 30 بار دستش را می شوید و هر بار 5 تا 10 دقیقه طول می دهد . دوش گرفتن هر روز صبح او ، تقریباً دو ساعت طول می کشد و با تشریفاتی همراه است که هر قسمت از بدن او را شامل می شود و شروع آن از مقعد است . اگر ترتیب تشریفات خود را فراموش کند ، مجبور می شود از نو شروع کند . دو بار اتفاق افتاد که شوهر او جورج ، در حالی که وی زیر دوش بود ، سرِ کار رفت و هشت ساعت بعد که به خانه برگشت ، او هنوز مشغول تشریفات طولانی خود بود . جورج برای جلوگیری از دوش گرفتن های طولانی ، با حفظ ترتیب تشریفات همسرش ، به او کمک می کرد ، به طوری که گاهی او داد می زد « کدام دست ، جورج ؟ » و جورج جواب می داد « دست چپ ، مارتا » . جورج برای مشارکت در تشریفات دوش گرفتن همسرش مجبور بود ساعت 5 صبح بیدار شود تا بتواند قبل از رفتن به سرِکار در ساعت 7 صبح ، او را از زیر دوش خارج کند . جورج بعد از دو سال اجرای این برنامه ، واقعاً آماده ی انفجار بود .
جورج به حق ، به طور فزاینده ای از نشانه های همسرش کلافه شده بود . او به هیچ کس اجازه نمی داد یک جفت زیرپوش را بیش از یک روز بپوشد و اغلب ، حتی اجازه نمی داد که این زیرپوش ها شسته شوند . در هر گوشه ی خانه ، کُپه هایی از لباس های زیر کثیف دیده می شد . وقتی که از شوهر او خواستیم لباس های زیر را برای شستن جمع کند ، به او گفتیم آنها را شمارش کند ، ولی او بعد از هزارمین جفت ، شمارش را رها کرد . وقتی او متوجه شد برای لباس های زیری که یک بار پوشیده شده اند ، بیش از 1000 دلار خرج کرده است ، غمگین شد .
اشیای دیگری نیز دوروبر خانه ریخته شده بودند ، زیرا کسی نمی توانست در حضور خانم سی. چنگال یا قوطی کنسروی را که روی زمین افتاده بود بردارد . دو سال بود که او هیچ خانه داری نکرده بود ، نه پخت و پز ، نه نظافت و نه شستشو . یکی از فرزندان او ، خانه را به زباله دانی تشبیه کرده بود و دیدار من از خانه ، برداشت او را تأیید کرد .
خانم سی. نیمه وقت کار می کرد . فکر می کنید کار او چه بود ؟ طبعاً کاری که به شستن مربوط باشد . او دستیار یک دندان پزشک بود و باید تمام وسایل دندان پزشکی را می شُست .
ظاهر خانم سی. بسیار ناخوشایند شده بود . او مدت هفت سال لباس نخریده بود و لباس هایش پاره پوره شده بودند . او در زندگی خود هرگز به آرایشگاه نرفته بود و اکنون به ندرت موی خود را شانه می کرد . شستن بی وقفه ی بدن و موها ، قیافه ی او را به شکل یک خرچنگ آب پز شده با موهای فرفری درآورده بود .
تشریفات شستشوی خانم سی. ایجاب می کرد که برای کامل کردن شستن خود ، در حالی که از کمر به بالا لخت بود ، از حمام اتاق خواب ، به حمام طبقه ی پایین برود . این کار ، به ویژه آقای سی. را ناراحت می کرد ، زیرا باعث شرمندگی پسران نوجوان آنها می شد . بچه ها نیز از این مسئله ناراحت بودند که خانم سی. مرتباً به آنها نق می زد دستان خود را بشویند و لباس های زیرشان را عوض کنند و به آنها اجازه نمی داد از دوستان خود در خانه پذیرایی کنند .
خانم سی. طبق ویژگی های OCD  ( وسواس فکری – عملی ) ، محتکر بود ؛ او دو کمد پر از حوله و ملافه ی استفاده نشده ، ده ها گوشواره ی استفاده نشده و رخت و لباس 20 سال گذشته را داشت . او این احتکار را مشکل نمی دانست ، زیرا این کار خصیصه ی خانوادگی بود و او باور داشت که آن را از مادر و مادربزرگش به ارث برده است .
خانم سی. به اختلال انگیختگی جنسی هم مبتلا بود ، به زبان عامیانه ، « سرد مزاج » بود . او گفت ، هرگز در زندگی اش تحریک جنسی نشده است ، ولی در 13 سال اول ازدواج ، با تمایل خود و برای ارضای همسرش ، روابط جنسی داشته است . با این حال ، در دو سال گذشته ، فقط دو بار آمیزش جنسی داشته ، زیرا مسایل جنسی به طور فزاینده ای برای او ناخوشایند شده بود .
برای اینکه این لیست را کامل کنیم باید بگوییم که خانم سی. هم اکنون از نظر بالینی افسرده است . او با خوردن یک شیشه آسپرین ، ژست خودکشی گرفته بود ، زیرا تصور می کرد روان درمانگر او ، از وی ناامید شده و شوهرش قرار است او را به بیمارستان روانی بفرستد .
تشریفات وسواسی خانم سی. پیرامون وسواس فکری در مورد کرمک بود . دختر بزرگ او ، ده سال قبل ، هنگام شیوع آنفلوآنزا ، با کرمک به خانه آمده بود . خانم سی. در حالی که حامله و به آنفلوآنزا مبتلا شده بود ، باید از کودک1 ساله اش مراقبت می کرد و در عین حال ، پرستاری خانواده ی بیمارش را هم بر عهده داشت . دکتر به او گفته بود برای جلوگیری از سرایت کرمک به اعضای خانواده ، باید شدیداً مراقب لباس های زیر ، لباس ها و ملافه های بچه ها باشد و برای کشتن تخم های کرمک ، حتماً آنها را بجوشاند . آقای سی. تأیید کرد که هر دوی آنها ، نگران شیوع کرمک در خانواده بودند و در این مدت ، دلواپس بهداشت بودند . اما نگرانی خانم سی. در مورد بهداشت و کرمک ، حتی بعد از اطمینان از اینکه کرمک دخترش از بین رفته است ، ادامه یافته بود .
خانم و آقای سی. اذغان کردند که قبل از واقعه ی کرمک ، زندگی زناشویی نسبتاً خوبی داشتند . آنها هر دو خواهان خانواده ای بزرگ بودند و درآمد آقای سی. که مدیر بازرگانی بود ، به آنها امکان می داد که بدون تنگنای مالی از عهده ی مخارج یک خانواده ی بزرگ و خانه ی راحت برآیند . طی 13 سال اول ازدواج آنها ، خانم سی. برخی صفات وسواسی فکری – عملی را آشکار کرده بود ، ولی نه به آن شدتی که آقای سی. آنها را مشکل ساز بداند . آقای سی. و فرزندان بزرگتر ، اوقات خوشی را که با خانم سی. داشتند به یاد می آوردند و به نظر می رسید توانسته اند گرمی و محبتی را که زمانی با این خانم اکنون نگران ، سهیم بودند ، حفظ کنند .
خانم سی. از خانواده های خشک ، خودکامه و کاتولیک بود که امیال جنسی شان را سرکوب کرده بودند . او در بین سه دختر خانواده فرزند دوم بود . همه ی آنها تحت سلطه پدری بودند که 193 سانتی متر قد و 113 کیلوگرم وزن داشتند . هنگامی که خانم سی. نوجوان بود ، پدرش بعد از قرار ملاقات ، درباره ی آنچه انجام داده بود از او سوال می کرد ؛ یک بار در یک قرار ملاقات ، پدر مسافت زیادی او را تعقیب کرده بود . او به هیچ وجه ابراز خشم را به ویژه نسبت به خودش ، تحمل نمی کرد و وقتی خانم سی. سعی می کرد دیدگاه های خود را مودبانه بیان کند ، اغلب از او می خواست که خفه شود . مادر خانم سی. زنی سردمزاج و وسواسی بود که بارها به دخترش گفته بود از آمیزش جنسی نفرت دارد . او اغلب درباره ی بیماری و اهمیت بهداشت ، به دخترانشان هشدار می داد .
هنگام تنظیم برنامه ی روان درمانی برای خانم سی. یکی از مشکلات تشخیص متمایز این بود که آیا او به اختلال وسواسی فکری – عملی مبتلاست یا نشانه های وی ، فرایند اسکیزوفرنیک نهفته را پوشانده است . مجموعه ی کاملی از آزمون های روانی اجرا شدند و نتایج آزمون فرافکن ، با نتایج آزمون های قبلی هماهنگ بودند ، به طوری که هیچ ملاکی برای اختلال فکر یا نشانه های دیگر روان پریشی در او وجود نداشت .
خانم سی. قبلاً مدت شش سال تحت درمان بهداشت روانی قرار گرفته بود و طی آن مدت ، متخصصان بالینی همواره او را روان رنجور حاد تشخیص داده بودند . تنها زمانی که اختلال او را اسکیزوفرنی تشخیص دادند ، بعد از روان درمانی فشرده ای بود که نتوانست او را بهبود بخشد . در کلینیک ما نظر اکثریت این بود که خانم سی. به روان رنجوری وسواسی فکری – عملی شدید مبتلاست که مداوای آن بسیار دشوار خواهد بود .
در پایان فصل های بعدی خواهیم دید که هر یک از نظام های روان درمانی مشکلات خانم سی. را چگونه توجیه می کنند و درمان آنها چگونه سعی دارد به او کمک کند تا بر این نگرانی های مخرّب غالب شود .
 

منبع: نظریه های روان درمانی

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا