function GetBC(lngPostid)
{
intTimeZone=33042;
strBlogId="3296";
intCount=-1;
strResult="";
try {
for (i=0;i در شیوه های رفتار درمانی صرف ، توجه برتغییر مستقیم رفتار است و به تفکر و استدلال خود شخص توجهی نمی شود. در پاسخ به شواهد حاکی از نقش و اهمیت عوامل شناختی یعنی افکار و انتظارات و تعبیر و تفسیر رویدادها در رفتار ، این روزها بسیاری از رفتار درمانگرها رفته رفته عوامل شناختی را در رویکردهای درمانی خویش وارد می سازند. رفتاردرمانی شناختی اصطلاح کلی برار روشهای درمانی مبتنی بر فنون شکل دهی رفتار و همچنین رویه های براي تغییر باورهای غیر انطباقی ، دراین روش درمانگر تلاش میکند از طریق آموزش دادن راههای اثر بخش تر تعبیر و تفسیر و تفکر در باره تجربه های شخصی به درمانجو یاری دهد بر واکنشهای هیجانی اضطراب و افسردگی خویش غلبه کند. برای مثال ارزیابی افراد افسرده از رویدادها ، منفی و مبتنی بر انتقاد ازخویشتن است . این افراد بیشتر در انتظار شکست اند تا موفقیت و در ارزیابی عملکرها ی خویش شکستها را بزرگتر و کامیابی ها را کوچکتر و ناچیزتر ارزیابی میکنند. رفتار درمانی شناختی در درمان افسردگی میکوشند تحریفاتی را که درمانجو درتفکرش صورت می دهد بشناسند و در جهت هماهنگی بیشتر با واقعیات، تغییراتی در آنها ایجاد کنند. در شیوه های رفتار درمانی صرف ، توجه برتغییر مستقیم رفتار است و به تفکر و استدلال خود شخص توجهی نمی شود. در پاسخ به شواهد حاکی از نقش و اهمیت عوامل شناختی یعنی افکار و انتظارات و تعبیر و تفسیر رویدادها در رفتار ، این روزها بسیاری از رفتار درمانگرها رفته رفته عوامل شناختی را در رویکردهای درمانی خویش وارد می سازند. رفتاردرمانی شناختی اصطلاح کلی برار روشهای درمانی مبتنی بر فنون شکل دهی رفتار و همچنین رویه های براي تغییر باورهای غیر انطباقی ، دراین روش درمانگر تلاش میکند از طریق آموزش دادن راههای اثر بخش تر تعبیر و تفسیر و تفکر در باره تجربه های شخصی به درمانجو یاری دهد بر واکنشهای هیجانی اضطراب و افسردگی خویش غلبه کند. برای مثال ارزیابی افراد افسرده از رویدادها ، منفی و مبتنی بر انتقاد ازخویشتن است . این افراد بیشتر در انتظار شکست اند تا موفقیت و در ارزیابی عملکرها ی خویش شکستها را بزرگتر و کامیابی ها را کوچکتر و ناچیزتر ارزیابی میکنند. رفتار درمانی شناختی در درمان افسردگی میکوشند تحریفاتی را که درمانجو درتفکرش صورت می دهد بشناسند و در جهت هماهنگی بیشتر با واقعیات، تغییراتی در آنها ایجاد کنند. درجریان درمان ، هنگامی بخش رفتاری مطرح می شود که درمانگر درمانجو را به شناسایی راههای دیگر نگرش به موقعیت و سپس وارسی تلویحات آنها تشویق می کند. مثلا برنامه شناختی – رفتاری برای غلبه برهراس از مکانهای باز می تواند شامل آموزش در زمینه مثبت اندیشي همراه باموجهه مستقیم شود ( اقدام هایی برای دورتر بردن تدریجی درمانجو از خانه اش) . درمانگر به درمانجو می آموزد که به جای گفتگوهای درونی خود (خیلی عصبانی هستم) به خودش رهنمودهایی سازنده بدهد: (باید آرام باشم ، تنها که نیستم ، خیلی اگر وحشتزده بشوم می توانم بر آن کنترل کنم). منبع: مشاوره دانشجویی
به وبلاگ من خوش آمدید
![]()