نظریه های روان درمانی
تاریخچه - چارچوب نظری - کاربرد
دوشنبه 09 آبان 1390 :: 15:45 :: نويسنده : therapynojavan

مفروضه اصلی در شیوه های درماني مبتنی بر روان تحلیلی این است که تا وقتی شخص شناخت کامل از زیربنای ناهشیار اختلال کنونی خود در روابط اولیه اش با والدین و خواهر – برادر هایش پیدا نکند نمی‌تواند مشکلش را حل و فصل کند. هدف روان تحلیلی این است که تعارضها (هیجانها و انگیره های واپس رانده) را به حیطه هوشیاری بیاورد تا بتوان آنها را به طرزی معقول تر و واقع گرا تر حل و فصل کرد. امروزه در درمانهای مبتنی بر روان تحلیلی، روشهای درمانی تازه ای که برخاسته از روان کاوی فرویدی است نیز به کار می رود.


مفروضه اصلی در شیوه های درماني مبتنی بر روان تحلیلی این است که تا وقتی شخص شناخت کامل از زیربنای ناهشیار اختلال کنونی خود در روابط اولیه اش با والدین و خواهر – برادر هایش پیدا نکند نمی‌تواند مشکلش را حل و فصل کند. هدف روان تحلیلی این است که تعارضها (هیجانها و انگیره های واپس رانده) را به حیطه هوشیاری بیاورد تا بتوان آنها را به طرزی معقول تر و واقع گرا تر حل و فصل کرد. امروزه در درمانهای مبتنی بر روان تحلیلی، روشهای درمانی تازه ای که برخاسته از روان کاوی فرویدی است نیز به کار می رود.

 این نوع درمان، فرآیندی طولانی، دشوار و پرخرج است. مراجع و روان کاو چندبار درهفته طی نشستهای پنجاه دقیقه ای به مدت حداقل یکساعت و غالبا چند سال همدیگر را می بینند. درنظر بسیاری از مردم کشف خویشتن از طریق روانکاوی فی نفسه ارزشمند است اما بعضی ها از عهده هزینه آن بر نمی آیند. کسانی نیز که دچارافسردگی، اضطراب یا روان پریشی حاد هستند نیز نمی توانند فقدان ساختاری را که در روان کاوی سنتی وجود دارد، تحمل کنند. زیرا با روشهای سریعتری، نشانه‌های بیماری در آنان حذف شود. در پاسخ به این نیازها و همچنین تغییراتی که پس از فروید درنظریه روانکاوی داده شد، درمانگریهای روان تحلیل گری جدید ساختار گراتر و کوتاه مدت تر شده اند.
 یکی از این روشها روان درمانگری میان فردی است که توسط کلرمن و همکاران اجرا شده است. تعداد جلسات آن کمتر و معمولا یکبار درهفته است و در آن بر بازیابی کامل تجربه های کودکی تاکید نمی شود و بیشتر بر مشكلاتي توجه دارد که ناشی از شیوه‌های کنونی تعامل شخص با دیگران است. درمانگر با صراحت بیشتری موضوعهای مرتبط را در مواقع مناسب پیش می کشد و منتظر نمی ماند که مراجع آنها را مطرح سازد. با اینکه پدیده انتقال (نگرشهای درمانجو به روان درمانگر) هنوز بخش مهمی از فرایند درمان به شمار میرود اما ممکن است درمانگر سعی کند از شدت آن بکاهد.
این شیوه درمانی درمورد افسردگی ، اضطراب، اعتیاد به مواد مخدر و اختلالات خوردن کارآیی موثری داشته است. به طور کلی همه درمانگران دارای دیدگاه روان تحلیل گری همچنان معتقدند که انگیزه ها و ترسهای ناهوشیار زیر بنای اختلال های هیجانی هستند و بینش پیدا کردن مراجع برای درمان شدنش صرورت دارد.

منبع: مرکز مشاوره دانشجویی

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران