نظریه های روان درمانی
تاریخچه - چارچوب نظری - کاربرد
یکشنبه 22 آبان 1390 :: 09:33 :: نويسنده : therapynojavan

روان درمانی خانم سی. در حالی شروع شد که او در مرحله تامل گیر کرده بود. شش سالی که او صرف روان درمانی با گرایش روان کاوی کرده بود، هشیاری او را نسبت به الگوهای وسواسی فکری- عملی و شخصیت وی افزایش داده بود . او زمان زیادی را صرف ارزیابی مجدد خودش کرده بود. از لحاظ عقلانی فهمیده بود که چه قدر زندگی اش از کنترل خارج بوده است، اما از لحاظ هیجانی ، هنوز احساس می کرد که باید خود و خانواده اش را از کثافت و بیماری محافظت کند . خانم سی. مانند اغلب درمانجویان مبتلا به وسواس فکری- عملی، هنگام ارزیابی خود و نشانه ها ، عاطفه را از عقل جدا می کرد.
بیماران وسواسی فکری – عملی ، به ویژه آمادگی دارند که در محله تأمل گیر کنند. آنها ترجیح می دهند باور کنند که اگر به اندازه کافی درباره یک موضوع فکر کنند بالاخره مشکل آنها حل خواهد شد. آدم های وسواسی مانند خانم سی. نمی توانند بپذیرند که تفکر می تواند بسیار محدود باشد و بسیاری از کژکاری ها را فقط می توان با اقداماتی تغییر داد که از عقل فراتر می روند . ترس از روبه رو شدن با بی خردی ، می تواند باعث شود که افراد وسواسی ، سال ها به دنبال اطلاعات کافی بگردند ، به طوری که از یک نظریه به نظریه دیگر ، یا از یک درمانگر به سراغ درمانگر دیگر می روند . البته ، بعضی از درمانگران نیز می ترسند بدون شناخت وسواسی از مشکلات درمانجویان خود، دست به اقدام بزنند.
 


روان درمانی خانم سی. در حالی شروع شد که او در مرحله تامل گیر کرده بود. شش سالی که او صرف روان درمانی با گرایش روان کاوی کرده بود، هشیاری او را نسبت به الگوهای وسواسی فکری- عملی و شخصیت وی افزایش داده بود . او زمان زیادی را صرف ارزیابی مجدد خودش کرده بود. از لحاظ عقلانی فهمیده بود که چه قدر زندگی اش از کنترل خارج بوده است، اما از لحاظ هیجانی ، هنوز احساس می کرد که باید خود و خانواده اش را از کثافت و بیماری محافظت کند . خانم سی. مانند اغلب درمانجویان مبتلا به وسواس فکری- عملی، هنگام ارزیابی خود و نشانه ها ، عاطفه را از عقل جدا می کرد.
بیماران وسواسی فکری – عملی ، به ویژه آمادگی دارند که در محله تأمل گیر کنند. آنها ترجیح می دهند باور کنند که اگر به اندازه کافی درباره یک موضوع فکر کنند بالاخره مشکل آنها حل خواهد شد. آدم های وسواسی مانند خانم سی. نمی توانند بپذیرند که تفکر می تواند بسیار محدود باشد و بسیاری از کژکاری ها را فقط می توان با اقداماتی تغییر داد که از عقل فراتر می روند . ترس از روبه رو شدن با بی خردی ، می تواند باعث شود که افراد وسواسی ، سال ها به دنبال اطلاعات کافی بگردند ، به طوری که از یک نظریه به نظریه دیگر ، یا از یک درمانگر به سراغ درمانگر دیگر می روند . البته ، بعضی از درمانگران نیز می ترسند بدون شناخت وسواسی از مشکلات درمانجویان خود، دست به اقدام بزنند.
خانم سی. احساس می کرد که مجبور به اقدام است . محیط او را تهدید می کرد که تغییرات را بروی تحمیل خواهد کرد. روان درمانگر او ناامید شده و تصمیم گرفته بود به درمان خاتمه دهد. خانواده نیز از وی ناامید شده بودند. خانم سی. چون احساس می کرد او راطردکرده اند و می خواهند وی در بیمارستان روانی بستری کنند ، مقدار زیادی آسپرین خورده بود تا به این طریق افسردگی و خشم خود را نشان دهد .
بنابراین او چند راه در پیش رو داشت : با من کار کند، به بیمارستان روانی برود، یا دست به خودکشی بزند . ما امیدوار بودیم که خانم سی. بتواند تلاش های ما را به عنوان گزینه ای که او را آزاد خواهد کرد ، درک کند و احساس نکند که مجبور به همکاری است، زیرا اگر احساس می کرد که مجبور به این کار است ، قادر به همکاری واقعی نبود و در برابر کسی که سعی دارد او را کنترل کند، مقاومت نشان می داد.
ما در چه سطحی باید به تغییر خانم سی. کمک کنیم ؟ او قطعاً مورد دشواری است در سطح نشانه ای و موقعیتی ، کثافت و بیماری دست شستن وسواسی او را فرا می خوانندکه ظاهراً کاهش اضطراب آنها را تقویت می کرد . در سطح شناختی ، خانم سی. معتقد است که باید کاملاً تمیز باشد تا در امان بماند.از جمله شناخت های ناسازگارانه او ، فکر کردن زیاد به کرمکها و بزرگ جلوه دادن مخاطرات آنهاست که البته کاملاً دور از واقعیت است . او معتقد است که حتی فکر کردن به کثافت و کرمکها  یا تصور آنها وحشتناک و غیر قابل تحمل است . او ضمناً باور دارد که اگر تشریفات وسواسی خود را ادامه ندهد کنترل بر محیط را از دست خواهد داد.
در سطح میان فردی ، خانم سی. روابط متناقضی دارد . رابطه او با همسرش به قدری وخیم شده است که اصلاً صمیمیت یا تمایلات جنسی در آن وجود ندارد . تنها تعامل مهم آنها این است که آقای سی. در تشریفات دوش گرفتن او مشارکت میکند . خانم سی. در تعارض بین مراقبت از خانواده و کنترل کردن آنها گیر کرده است.
در سطح خانوادگی /سیستمی ، خانم سی. شدیداً تحت تأثیر مقررات مادرش قرار دارد که از او می خواهد بسیار تمیز و مراقب کثافت و بیماری باشد . او در خانواده ای بزرگ شده است که تحت سلطه والدین خود بوده ، بازی با مقعد و فضولات آن ، با انجام دادن عمل مخالف خنثی می شود، یعنی نوعی واکنش وارونه که تمیز بودن را ایجاب می کند . او مشکل رها کردن دارد ، بطوری که جواهرات بی ارزش و خرت و پرت ها ی دیگر را احتکار می کند او زندگی بسیار مقیدی دارد که در آن احساسها، تمایلات جنسی وپرخاشگری خود را بیش از حد کنترل می کند . اگر اجازه دهد دفاعهایش حتی به مقدار ناچیز کنار بروند، احساس می کند که به سوی جنون کشیده می شود.
ما طبق الگوی فرانظری می توانیم روان درمانی را در سطح نشانه ای / موقعیتی شروع کنیم و در صورت لزوم ، به سطح عمیق تر بپردازیم . در سطح نشانه ای / موقعیتی ، درمان خانم سی. به عنوان یک بیمار سرپایی ، روان درمانگر را قادر می سازد بر موقعیت های محرکی که نشانه های او را کنترل می کنند ، تأثیر بیشتری اعمال کند. چون دست شستن او در خانه فوری و خودکار است، کنترل ارادی کمی بر آن دارد . او باید بتواند قبل از اینکه دست خود را بشوید ، در اتاق پرستاران محل خاصی را امضاء کند و دوباره بعد از دست شستن امضای دیگری بدهد. این کار تعداد دقیق شست و شوی وسواسی او را مشخص می کند و ضمناً در مورد اثر بخشی درمان ما نیز پسخوراند می دهد . امضاکردن، ضمناً وظیفه به تعویق انداختن را برعهده دارد ، یعنی در این فاصله پرستاران می توانند از شرطی سازی تقابلی استفاده کنند تا به این طریق ، خانم سی. بتواند با اضطراب خود مقابله کند ، مثلاً پرستاران می توانند با او صحبت کنند یا از او بخواهند تلویزیون ببیند .
درمان جامع، هم چنین سه بار در هفته مواجه سازی را ایجاب می کند. مثلا می توان خانم سی. را با صحنه هایی مانند، مواجه شدن با لباسهای کثیف پر از کرمکها ترغیب کرد.
برای بهبود روابط میان فردی ، درمانگر باید جلساتی با اعضای خانواده داشته باشد. اعضای خانواده باید خشم و رنجشی را که سالهاست انباشته شده است به خانم سی. ابراز کنند.
 

منبع: نظریه های روان درمانی

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران